ترغيب مىكرد » « 1 » [ مقصود از خاتم المجتهدين همين محقق كركى است ] و كسان ديگرى مانند ملا حسين اردبيلى ، قاضى مسافر ، و گروهى ديگر از عالمان دين و فقيهان « 2 » .
اين ستيزهجوييهاى عالمان شرع با يكديگر معمولا بر سر « رياست » درمى - گرفت ، يكى از عوامل اصلى اين رياست دنيوى رسيدن بمرحلهيى از اطلاعات در حديث و فقه شيعه بود كه از آن به « اعلميت » تعبير كنند ، و نيز قرار داشتن در مقامى از « تقوى » كه مورد قبول همگان باشد . پس وقتى اين « حافظان دين » با يكديگر بستيزهگرى برمىخاستند مىبايست هردو وسيلهء رياست را از يكديگر سلب كنند چنان كه دربارهء محقق كركى مذكور ، با وجود جانبدارى دربار صفوى ازو ، مىكردند و پيش ازين ديديم . از ميان دشمنان ياد شدهء محقق كركى شيخ ابراهيم قطيفى از همه سختگيرتر بود چنان كه تهمتهايى به دو مىزد و به دو نسبت نادانى و عدم فضيلت و حتى بىدينى و بيدادگرى مىداد و او خود مدعى نيابت و رؤيت امام غايب بود و گروهى از عالمان شرعى دوران صفوى زير دست او تربيت شده و كسب « اجازه » نمودهاند « 3 » .
شيوهيى كه ابراهيم قطيفى و محقق ثانى در اين گونه ستيزهجوييها و بدزبانيها داشتند مرده ريگى براى آيندگان گشت « و لكن هذه طريقة قد جرى عليه جملة من العلماء من تخطئة بعضهم بعضا فى المسائل ، و ربما انجر الى التجهيل و الطعن فى العدالة » « 4 » . گام برداشتن در اين راه ناهموار ميان عالمان شيعه كارى تازه نبود و پيشينهيى دراز داشت « 5 » و بعد از صفويان ، در دوران بعد نيز ادامه يافت ، و اگر قرار بر ذكر همهء اين اختلافها و شرح و توضيح آنها نهم سخنم درين مقام بدرازا خواهد كشيد
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 254 .
( 2 ) - روضات الجنات ، 4 ، ص 370 ؛ احسن التواريخ ، ص 255 .
( 3 ) - دربارهء نامهاى شاگردان مشهورش بنگريد بشرح احوال وى در روضات الجنات ج 1 ، ص 25 - 29 و نيز به همان كتاب ج 2 ص 70 - 71 .
( 4 ) - رياض العلماء ميرزا عبد اللّه افندى منقول در روضات ، ج 2 ص 70 - 71 .
( 5 ) - روضات الجنات ج 2 ص 71 .