رفتار تند اين مرد تازى و اختيار فراوانى كه شاه تهماسب دربست و گشاد - كارها بدوداد چنان بر ملازمان و عالمان ديگر گران آمده بود كه بسيارى از آنان بدشمنى او برخاستند و نامههاى بهتانآميزى عليه او به « دولتخانه » افگندند و چون دم از نيابت امام غايب مىزد يك عالم تازى ديگر را بنام شيخ ابراهيم قطيفى بحرانى بدين مقام شناختند . از ميان رجالى كه با او مخالفت داشتند امير جمال الدين محمد استر - آبادى وزير شاه اسمعيل و شاه تهماسب - و امير غياث الدين منصور مذكور - و امير نعمة - اللّه حلى كه خود از دعويداران نيابت بوده - و امير محمود بيگ مهردار و عدهيى ديگر را نام بردهاند و حتى گفتهاند كه امير محمود بيگ مذكور و چند تن ديگر از امراى دولت باهم قرار داده بودند كه بخانهء او هجوم برند و او را بكشند ليكن در همان روز مواضعه محمود بيگ در بازى چوگان از اسب درافتاد و مرد ؛ و عاقبت بتصريح عدهيى از نويسندگان احوال او سرانجام همين « امناء دولت » او را مسموم كردند و « قد قتل شهيدا » « 1 » .
در مخالفتى كه با محقق كركى درگرفته بود ، چنان كه در فهرست ستيزهجويانش ديدهايم ، چند تن از عالمان شرعى شركت داشتند مانند شيخ ابراهيم قطيفى بحرانى كه در موضوع نيابت از امام غايب ميان او و محقق مذكور همچشمى و ستيزهگرى بود ، و امير نعمة اللّه حلى ، يكى ديگر از تازى نسبان دولتخانهء تهماسبى ، كه « از جملهء سادات رفيع الشان حله بود و فضايل و كمالات آن حضرت و مهارت در علومى كه از لوازم اجتهادست بمرتبهيى بود كه جمعى گمان اجتهاد به دو داشتند » « 2 » و او نيز بهمدستى شيخ ابراهيم قطيفى دعوى معارضه با محقق ثانى مىكرد و « كتابات بشيخ ابراهيم قطيفى مىنوشت و او را بر بعضى امور كه مستلزم نقض حضرت خاتم المجتهدين بود
هامش
( 1 ) - دربارهء همهء اين مطلبها و توضيحهاى بيشتر بنگريد بترجمهء حال على بن حسين بن عبد العالى كركى عاملى مشهور به محقق كركى يا محقق ثانى در روضات الجنات ج 4 ص 360 - 375 ؛ و احسن التواريخ روملو ص 254 - 256 .
( 2 ) - احسن التواريخ ص 254 .