نامه » كه در شرح سلطنت آن پادشاهست ، درين باب شاهدهاى مختلفى ذكر مىكند كه از آن جمله است درخواست پيشنمازى شاه عباس ثانى از ملّا محسن فيض كاشانى ( م 1091 ه ) و اقتدا به دو ، و مأمور كردن ملا خليل اللّه قزوينى ( م 1089 ه ) بتأليف شرحى بر كتاب كافى از كتابهاى اربعهء شيعه و گماشتن ملا محمد تقى بن مقصود على مجلسى ( م 1070 ه ) بشرح كتاب ديگر از اركان اربعهء شيعه يعنى من لا يحضره الفقيه « 1 » .
اين پادشاه در ترفيه حال عالمان دين كوشش بسيار داشت و در تعيين وظيفه و راتبه از محل اوقاف براى آنان غفلت نمىورزيد و حتى براى بعضى از آنان كه از حيث مقام و مسكن در تنگنا بودند ، خانه مىخريد « 2 » . در شرححال ملا محسن فيض ياد شده نوشتهاند كه « شاه قدردان شاه عباس ماضى « 3 » چون آوازهء عدالت آن جناب را از دور شنيده بود ايشان را طلب داشته در سفر انيس و جليس بوده كمال قرب داشت » « 4 » .
همين شيوهء بزرگداشت عالمان شرع در عهد جانشين شاه عباس دوم يعنى شاه سليمان مرعى بود و او نيز در فراهم آوردن اسباب معاش و مقام عالمان و حفظ حرمت آنان و دعوتشان از عتبات بايران و گماشتن باداء وظيفههاى شرعى مبالغه مىنمود « 5 » و گويى كه مىخواست كفارهء گناهان خود را ازين راه بدهد ! از بزرگان عهد او يكى آقا حسين پسر آقا جمال خوانسارى است . اين پدر و پسر هردو از دانشمندان بزرگ در دانشهاى عقلى و نقلى بودهاند ، و شاه سليمان كه با همهء ملازمان بدرشتخويى رفتار مىكرد چنان در تبجيل آقا حسين مىكوشيد كه گستاخانه با وى مىنشست و سخن مىگفت . روزى بديدار پادشاه رفت و چون نشست ديد كه او « جبهيى گرانبها
هامش
( 1 ) - عباسنامه ، چاپ اراك ، 1329 ، ص 177 ، 184 ، 186 ، 193 و 255 .
( 2 ) - تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 154 در شرححال ملا رجبعلى تبريزى ( م 1080 ه ) ؛ و نيز در شرححال ميرزا محمد حسن شروانى ( م 1099 ه ) ، تذكرهء نصرآبادى ص 157 .
( 3 ) - مقصود شاه عباس ثانى است .
( 4 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 155 .
( 5 ) - روضات الجنات ، ج 2 ، ص 351 .