تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
سزاوارترى زيرا تو نايب امامى و من از عاملان تو ، و در اجراى امر و نهى تو آماده‌ام ! » « 1 » . غلو و مبالغهء پادشاه صفوى دربارهء اين عالم مذهبى شيعه بويژه در فرمان موقوفه و مقررى كه بنام وى صادر كرد ، بكمال رسيد . در همين فرمان بود كه شاه تهماسب دست محقق كركى را در هر عزل و نصب و يا صدور هر حكم و فرمان بازگذاشت « 2 » . حرمتى كه همين پادشاه براى احمد بن محمد اردبيلى معروف به « مقدّس » ( م 993 ه ) مرعى مىداشت كمتر از اين نبود . سيد نعمة اللّه جزائرى در كتاب مقامات آورده است كه مقدس نامه‌يى در تقاضاى مساعدت بسيّدى بشاه تهماسب نوشت . چون نامه بدست پادشاه رسيد باحترام از جاى برخاست تا آن را بخواند ؛ ناگهان ديد كه مقدس وى را در نامهء خود برادر خطاب كرده است و چنان شد كه فرمان داد تا كفنش را بياوردند و نامه را در آن نهاد و وصيت كرد كه با همان دستخط او را به خاك بسپارند . . . « 3 » پايه‌هاى احترام و نفوذ عالمان شرعى شيعه بدينگونه در دوران صفوى نهاده شد و در عهد اقتدار شاه عباس بزرگ استوارتر گرديد . وى براى دانشمندان مذهبى قائل باحترام بسيار بود ، برايشان وظيفهء خاص معيّن مىكرد ، آنان را بتأليف كتابهايى در مسائل مذهبى شيعه مىگماشت ، بديدنشان مىرفت « 4 » و بعضى را در موكب خود به سفر مىبرد و با ايشان در راه گفت‌وگو و مزاح دوستانه داشت « 5 » ؛ دربارهء شيخ لطف اللّه بن عبد الكريم عاملى كه بتازگى از جبل لبنان فرا رسيده بود ، احترامها ملحوظ داشت « 6 » ، براى پيش‌نمازى او و بنام وى مسجد مشهور اصفهان را بنا كرد و مقررى
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ج 4 ، ص 361 . ( 2 ) - ايضا ، ج 1 ، ص 364 . ( 3 ) - ايضا ج 1 ، ص 84 . ( 4 ) - ايضا ج 1 ، ص 33 . ( 5 ) - ايضا ج 2 ، ص 62 ببعد . ( 6 ) - ايضا ج 1 ، ص 32 .