تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
با قوت تمام دنبال نمود . اين قدرت و نفوذ اگرچه با انقراض صفويان و ظهور نادر و كم اعتنايى او بعالمان مذهبى و نپرداختن كريمخان زند به اين موضوع چندگاهى فرونشست ليكن به زودى در عهد فتحعلى شاه باوج كمال رسيد ، چنان كه بعد ازين گفته خواهد شد . چون دولت صفوى حاجت بافزايش عالمان شرع بطريقهء اماميان داشت ، از همان آغاز كار خود شروع بتشويق آنان از راه مساعدتهاى مالى كرد . اين كار از عهد شاه اسمعيل شروع شد و در عهد شاه تهماسب بكمال رسيد و او براى گروهى از عالمان شيعه كه در قلمرو سلطنت وى مىزيستند مستمرى و هدايا و حتى موقوفه‌هايى برقرار كرد . از جمله براى ابراهيم بن سليمان قطيفى بحرانى « 1 » كه هديه‌ها و جائزه‌هاى شاه تهماسب را نپذيرفته و گفته بود كه حاجتى بدان ندارد و به همين سبب هم محقق كركى او را سرزنش كرد و گفت كه نمىبايست آنها را ردّ كند ، چه در اين صورت خلاف سنت امام حسن مجتبى عمل كرده است كه جوائز معاويه را مىپذيرفت درحالىكه شاه تهماسب بدتر از معاويه نيست ، و شاه تهماسب براى همين محقق ثانى وظيفه و مقررى سالانه معين كرد و از جمله سالى هفتصد تومان بعنوان سيورغال در بلاد عراق عرب بود و علاوه بر اين موقوفاتى براى او و فرزندانش معلوم نمود و حتى چنان كه بتواتر گفته شده شاه تهماسب او را در كارهاى پادشاهى نايب خود ساخت و فرمان داد كه در همهء كشور حكم او را اطاعت كنند و محقق مذكور هم دربارهء دستور خراج و كيفيت تدبير كارهاى خلق احكامى به اطراف مملكت فرستاد و حتى جهت قبله را در ايران ، على رغم آنچه عالمان علم هيئت معين كرده بودند ، تغيير داد « 3 » و معروفست كه چون در قزوين به خدمت شاه تهماسب رسيد پادشاه به دو گفت : « تو از من بپادشاهى
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : روضات الجنات ج 1 ، ص 25 - 29 . ( 2 ) - ايضا همان جلد ، ص 25 . ( 3 ) - ايضا ج 4 ، ص 361 .