يقبله منه فانما به حكم اللّه استخفّ و علينا ردّ و هو رادّ على اللّه و هو على حد الشرك » . « 1 » پيداست با نشر چنين حديثى ميان اثنى عشريان ميزان قدرت و نفوذ عالمان شرع بكجا مىرسد ، خاصه كه بر اين مطلب موضوع نيابت مجتهد اعلم و اتقى از امام غايب و نيابت ساير مجتهدان بدرجاتهم از نايب امام قدرت شرعى والايى بدين قوم مىبخشد .
اين موضوع نيابت از امام غايب و همچنين استناد بحديثى كه نقل كردهام ، از مطلبهايى است كه هم از آغاز عهد صفوى محل توجه پادشاهان بوده و دست طبقهء ياد شده را در همهء كارهاى عرفى و شرعى باز مىكرده است . يكى از اسرار قدرت و نفوذ عظيم عالمان دينى شيعه در عهد صفوى در رعايت همين دو نكته نهفته است . شاه تهماسب در فرمانهايى كه دربارهء اطاعت از محقق كركى ( م 940 ه ) داده چندبار ، چنان كه خواهيم ديد ، او را باعنوان « نايب الامام » ستوده و علاوه بر اين در يكى از يادداشتها كه مىگويند به خط او بود ، بعد از اشاره بحديث مذكور كه به امام صادق نسبت داده شده ، چنين نوشته است : « لايح و واضح است كه مخالفت حكم مجتهدين كه حافظان شرع سيد المرسليناند با - شرك در يك درجه است . پس هركه مخالفت خاتم المجتهدين ، وارث علوم سيد المرسلين نائب الائمة المعصومين . . . كند و در مقام متابعت نباشد بىشائبه ملعون و مردود و در اين آستان ملك آشيان مطرود است . . .
كتبه طهماسب بن شاه اسمعيل الصفوى الموسوى » « 2 » .
چنين حكم و دستورى خطمشى دولت صفوى را تا پايان اين عهد معلوم كرد و اگرچه جانشين شاه تهماسب يعنى شاه اسمعيل با اظهار تمايل بعالمان اهل سنت ، چنان كه خواهيم ديد ، نظر و حكم مذكور را اندكى سست نمود ليكن چون دوران قدرتش كوتاه بود در اين نظام مذهبى شديد رخنهيى حاصل نشد بخصوص كه شاه عباس بزرگ با تجديد احترام عالمان دين سياست مذهبى نياى خود را
هامش
( 1 ) - نقل از روضات الجنات ، ج 4 ، ص 362 - 363 .
( 2 ) - روضات الجنات ، ج 4 ، ص 363 .