تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
تاريخ توبه كردن شد « تَوْبَةً نَصُوحاً » « 1 » * سرّ الهى است اين منكر مباش اين را « 2 »
نتيجهء اين اقدام آن شد كه در سراسر كشور « شرابخانها و بوزه « 3 » خانها و بيت اللطف و ساير نامشروعات » را بستند « 4 » و صرف بنگ و حشيش و بوزه و شراب از ملاء عام بمجلسهاى پنهانى خواص و عوام انتقال يافت . اين اقدام تهماسب مقدمهء دوره‌يى از دعوى تعبّد و تقدّس بوسيلهء پادشاه صفوى و ملازمانش شد كه تا پايان حيات او ( 984 ه ) بدرازا كشيد و در خلال همين مدتست كه كار معاشرت شاه با عالمان دين و حتى حضور در مجلسهاى بحث آنان بالا گرفت و احترام و اعتقاد بعالمان دين تا بدانجا رسيد كه حتى ، بشيوهء صوفيان نسبت بمشايخ خود ، براى آنان دعوى « كرامت » شد « 5 » . درستست كه در ميان اهل سنت حديثها و خبرهايى در حفظ حرمت « علماء امت » جاريست ، اما در بين شيعهء اثنى عشرى حديث خاصى در اين مورد به امام صادق نسبت داده شده كه قوت و حكومت عالمان شرعى آن فرقه را ببالاترين حد مىرساند و كسانى را كه از اطاعت آنان سرباز زنند در شمار مشركان و دشمنان خدا درمىآورد و آن چنين است « انظروا الى من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا ، فارضوا به حكما ، فانى قد جعلته حاكما ، فاذا حكم به حكم فمن لم
هامش
( 1 ) - از« تَوْبَةً نَصُوحاً »سال 963 استخراج مىشود و بنابراين يا شاعر را اشتباهى دست داده و يا اين شعر را شاعر بىاطلاعى در زمانى دور از تهماسب سروده است . ( 2 ) - تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 547 . ( 3 ) - بوزه نوعى شراب بود كه از آرد برنج و ارزن و جو مىساختند و در ايران و فرارود ( ماوراء النهر ) بسيار مىنوشيدند . ( 4 ) - تذكرهء شاه تهماسب ، ص 30 . شاه تهماسب دربارهء اين توبه بتفصيل در تذكرهء خود سخن گفته و يك رباعى هم بدين مناسبت سروده است . همين جلد ، ص 154 . ( 5 ) - احسن التواريخ ، ص 256 ؛ روضات الجنات ، ج 4 ، ص 371 - 372 و 375 ، و جلد 1 ، ص 81 - 82 و جز آن .