را معين مىكرد ، به همان نحو كه از قديم متداول بود .
اما برگزاردن نماز جمعه در غيبت امام ، يعنى پيش از رجعت امام منتظر ، ميان عالمان دينى شيعه محلّ بحث و مشاجرهء سخت بود « 1 » ، بعضى آن را حرام مىشمردند و گروهى ديگر واجب مىپنداشتند . مثلا از ميان عالمان مذهبى مشهور شيخ لطف اللّه - بن عبد الكريم عاملى ( م 1032 ه ) نماز جمعه را در غيبت امام واجب مىدانست « 2 » و على نقى كمرهيى ( م 1060 ه ) رسالهيى بعنوان « حرمة صلاة الجمعة » داشت « 3 » و عليرضاى شيرازى مشهور به « تجلّى » ( م 1085 ه ) رسالهيى در همين باب يعنى منع نماز جمعه در غيبت امام نگاشت « 4 » . بعضى از عالمان مانند محمد طاهر بن محمد حسين قمى ، مخالف فيلسوفان و صوفيان ، تاركان نماز جمعه و كسانى را كه در تحريم آن كتابى تأليف مىكرده يا سخنى مىگفتهاند ، تكفير مىنمود « 5 » و « ملّاباشى » عهد شاه سليمان و شاه سلطان حسين يعنى ملا محمد باقر مجلسى ( م 1110 ه ) در برگزاردن « جمعات » و تشكيل « جماعات » و برپاى داشتن « مجامع عبادات » و « ليالى الاحياء » و مانندهء اينها نگرش و كوششى ويژه داشت تا بدانجا كه پس از مرگ او ديگر چنان مجلسهاى پر ازدحام را نشان ندادهاند « 6 » .
عالمان مذهبى شيعه در عهدى كه مطالعه مىكنيم از حيث تأمين معاش در درجات گوناگون قرار داشتند . بيشتر مجتهدان بزرگ و مرجع را از پادشاهان مستمرى و وظيفهء خاص بود و گاه بفرمان شاهان برايشان مسكنى خريده مىشد « 7 »
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 255 ؛ روضات الجنات ، ج 6 ص 82 - 83 .
( 2 ) - روضات الجنات ج 1 ص 32 .
( 3 ) - ايضا همان كتاب ، ج 4 ، ص 383 .
( 4 ) - ايضا ، ج 2 ، ص 69 .
( 5 ) - روضات الجنات ، ج 4 ، ص 144 .
( 6 ) - ايضا ، ج 2 ص 86 .
( 7 ) - تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 154 ، 157 و جز آن .