تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مىشمردند و آن ديگر دانشها را كه در حوزهء علمى اسلامى رائج بود يا بر طاق نسيان نهادند و يا جز براى برآوردن نيازهاى دينى بدانها نپرداختند . بر اثر توجه بكسب دانشهاى دينى ايجاد مدرسه‌هاى مذهبى رواج گرفت و براى آنها تعيين موقوفه‌ها و مستمريها و تقديم نذرها و نيازها بيش از آنچه در روز - گاران پيشين بود ، باب شد . در عهد صفويان رياست دينى بر عهدهء « صدر الشريعه » بود و اين مقام از دوران تيمورى وجود داشت . صدر عهده‌دار همهء كارها و سازمانهاى مذهبى بود و از جانب او در شهرها نماينده‌يى با عنوان « شيخ الاسلام » ، براى بست و گشاد مسائل شرعى و مراقبت در اجراى قاعده‌ها و قانونهاى دينى گماشته مىشد و پيداست كه عالمان محلى با وى همكارى داشتند ، مگر آنكه گاه ستيزه‌هايى ميان آنها درمىگرفت . اين شيخ الاسلامان نقش « محتسب » را كه در روزگاران پيش بود ، اجرا مىكردند . از اواخر سدهء يازدهم هجرى بجاى صدر الشريعه كسى با عنوان « ملاباشى » يعنى رئيس ملايان رعايت و اجراى احكام شرع را زير نظر مىگرفت و اين ملاباشيان در عهد پادشاهان اخير صفوى نفوذ بسيار و در امور مملكت دخالت و تأثير فراوان داشتند . از جملهء كارهاى صدر الشريعه و شيخ الاسلام و ملاباشى و ملايان تابع او ، غير از نظارت در رعايت و اجراى احكام دين و رسيدگى بهمهء نيازهاى شرعى مردم ، تشكيل « جماعات » و برگزاردن « جمعات » بود . مراد از جماعات فراهم آمدن مردم براى بعضى مراسم مذهبى مانند تشكيل مجلسهاى سوگوارى يا مجلسهاى « احياء » و اين گونه كارها بود كه برخى از ملّاباشيان مانند ملا محمد باقر مجلسى اهتمامى خاص دربارهء آنها داشتند . « جمعات » يعنى نمازهاى جمعه هم بوسيلهء همين دسته برگزار مىشد . منصب قضا بفرمان پادشاه به كسى تفويض مىگشت ، بدين معنى كه پادشاه يكى از عالمان بلند مقام شرع را عنوان « اقضى القضاة » « 1 » مىداد و او قاضيان شهرها
هامش
( 1 ) - دربارهء اين عنوان بنگريد به حبيب السير ، 4 ، ص 608 و جز آن .