تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

عالمان دين

با مطالعه در آنچه گذشته است روشن مىشود كه حوزهء اقتدار صفويان و سرخ‌كلاهان در محيطى كاملا دور از دنياى گذشتهء شيعيان دوازده امامى يا ديگر فرقه‌هاى شيعه تشكيل يافت و بيش از هرچيز متكى بود بر اعتقاد عاميانه و دور از تحقيق و تعليل مطالب مذهبى . هنگامى هم كه شاه اسمعيل به قصد خونخواهى پدر و نياى خود از لاهيجان بطارم و از آنجا باردبيل و سپس بجانب شروان و باكويه و گلستان و تبريز مىشتافت ، همهء سران و اطرافيان او جنگجويانى از قبيله‌هاى مختلف تركمان بودند كه پيش ازين شناختيم ، و او بعد از فتح تبريز و اعلان تشيع و الزام مردم به « سب خلفاى ثلاث » و ذكر ولايت على بن ابى طالب در خطبه‌ها ، از ياورى يك حوزهء علمى شيعه در ايران كه آمادگى كار داشته باشد ، برخوردار نبود . گذشته ازين شيعه در درازاى دوران تيمورى نتوانستند در ايران ، چنان كه بايد ، فعاليتى داشته باشند تا امكان تشكيل حوزه‌هاى علمى بزرگى برايشان فراهم باشد . به نحوى كه پيش ازين گفته شد « 1 » بعد از سقوط بغداد بدست هلاگو و ضعف عالمان اهل سنت در ايران و عراق ، حوزهء دانشهاى مذهبى شيعه در حله و ديگر شهرهاى عراق قوت گرفت ، و هنگامى كه صفويان براى تعليم مراسم شرعى تشيع حاجت بعده‌يى از عالمان دين يافتند مراكز مهم و اصلى تجمع اين گونه عالمان مذهبى بيشتر در عراق عرب و بحرين و جبل عامل لبنان بود . شاه اسمعيل و پسرش شاه تهماسب براى تعليم اصول و فروع مذهب امامى اثنى عشرى نخست از عالمان معدودى كه در ايران و در دسترسشان بود استفاده كردند و آنان را بشهرهاى مختلف فرستادند « 2 » و يا بترجمه و تأليف كتابهايى دربارهء فقه دوازده اماميان گماشتند . روملو در ذيل واقعهء فتح تبريز و اعلام رسميت تشيع مىنويسد كه : « در آن اوان از مسايل مذهب حق جعفرى و قواعد و قوانين ملت ائمهء اثنى عشرى
هامش
( 1 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 126 و 127 . ( 2 ) - ضمن وجود شواهد مختلف بنگريد به حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ، ص 608 و روضات الجنات ، ج 7 ص 196 و جز آنها .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 170 | ذبيح الله صفا