تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
صفوى ادامه يافت و بعد از كشته شدن او در عهد رياست عبيد اللّه خان جنبهء مذهبى گرفت و دنبال شد . ازين پس هرگاه ازبكان بر قسمتهاى شيعه‌نشين ايران استيلا يافتند از قتل عامهاى وحشت‌انگيز خوددارى ننمودند . در سال 935 ه هنگامى كه عبيد اللّه - ازبك در يكى از حمله‌هاى خود بر هرات مستولى شد هركس را كه متهم بلعن خلفا بود به مجرد شهادت دو تن بديار نيستى فرستاد و درين ميان رندان بهره‌هاى مالى خوب برداشتند . هركس را كه مال و ثروتى داشت بتهمت لعن خلفا بچنگ عبيد اللّه مىافگندند و دارايى او را بغارت مىبردند . روملو اين واقعه را چنين توصيف مىكند : « از امورى كه در آن ايام از آن قوم ناتمام بوقوع انجاميد آن بود كه با هركسى از مردم هرات كه به اندك جهاتى گمان مىبردند دست در دامن وى مىزدند و بنزد قاضى مىبردند و مىگفتند كه اين مرد در زمان قزلباش لعن صحابه كرده است و آن بدبخت بىآنكه تحقيق احوال نمايد به مجرد شنيدن صيغهء شهادت از آن‌دو كذّاب بىسعادت حكم بقتل مىكرد . محتسبان او را ناحق كشان‌كشان بميدان هرات مىبردند و بسان دزدان بقتل درمىآوردند . بسا مردم سنى مذهب متعصب كه سبب مال او را شيعه گفتند در آن زمان كشته گرديد و بسا شيعيان محتاج و مواليان بىتاج كه بنابر عدم تموّل سالم ماندند . . . » « 1 » چند سال بعد ، در 942 ه كه باز عبيد اللّه خان هرات را متصرف شده بود ، « هر روز به حكم آن خان بىايمان پنج شش كس بواسطهء تشيع باقوال جهّال در چهار سوق هرات كشته مىشدند و روستاييان بىديانت و شهريان با خيانت با هركس كه عداوتى داشتند او را گرفته بنزد قاضى مىبردند كه اين مرد در زمان قزلباش لعن ابو بكر و عثمان كرده است . بسخن آن‌دو گواه جاهل قاضى بقتل آن مظلوم حكم مىداد . . . از شومى ايشان امواج محن و افواج فتن بدرجهء اعلى رسيد و سلب و نهب در اطراف خراسان شايع گرديد . . . » « 2 » .
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، 222 . ( 2 ) - ايضا ، ص 272 .