تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و دشمنان پيامبر معرفى نموده « 1 » و الوند ميرزاى بايندرى ( 905 - 907 ه ) هم در نامهء فارسى خود بدان سلطان وعده داده است كه دربرانداختن « اوباش قزلباش » از بذل هيچ كوشش دريغ نورزد ، و با يزيد در جواب فارسى خويش از وعدهء مساعدت براى مقابله با « طايفهء باغيهء قزلباشيه » سخن گفت . لحن اين مكتوبها از دورانى كه شاه اسمعيل خشونتهاى فرقهء قزلباش را با قوت تمام آشكار ساخته و بسبّ خليفگان سه‌گانه و كشتار سنيان پرداخته بود شديدتر شد . سلطان سليم در نامهء فارسى خود كه بتاريخ 920 ه بعبيد اللّه خان ازبك نوشته پادشاه نوخاستهء صفوى را « صوفى بچهء لئيم ناپاك اثيم افّاك ذميم سفّاك » خوانده و عبيد اللّه را بخونخواهى پدر تحريض نموده است و پادشاه ازبك در پاسخ وى كه به فارسى است و در همان سال 920 ه نگاشته ، بكشته شدن نجم ثانى وزير و سردار لايق شاه اسمعيل در فرارود ( 918 ه ) اشاره كرده و او را « سگ كوچكى كه نايب و سردار سگ بزرگ بود » شمرده و سرخ‌كلاهان را « زنادقهء اوباش و ملاحدهء قزلباش » لقب داده است و اين تعبير از قزلباشان به « زنديق » و « ملحد » از تعبيرهاى رائج آن عهد ميان سنيان بود . اختلاف صفويان با عثمانيان و ازبكان بدينگونه آغاز شد . هردو طرف يكديگر را ملحد و مخالف آيين پيامبر و دشمن خدا مىشمردند و بنام « دين حق » شمشير بر روى يكديگر مىكشيدند . قزلباشان در هر ناحيه كه بدستشان مىافتاد سنى كشى مىكردند و سنيان عثمانى و ازبك هم هرگاه فرصت ايلغار بايران مىيافتند همين كار را در مقابل انجام مىدادند . هجومهاى محمد شيبانى خان كه از پايان عهد تيمورى آغاز شده بود در عهد
هامش
( 1 ) - از مجموعهء منشآت دولتى گردآوردهء فريدون بيگ منشى دربار عثمانى در قرن دهم هجرى ، چاپ استانبول 1274 ه ق در دو مجلد . نقل از ترجمهء تاريخ ادبيات برون ، 4 ، ص 54 . اشاره به باقى نامه‌هاى اين مجموعه نيز مبتنى است بر نقل ادوارد برون در همان كتاب از صفحهء ياد شده تا ص 60 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 163 | ذبيح الله صفا