تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
غازيان عظام خاسر و خائب و حيران و هارب روى به اطراف آفاق نهند » « 1 » اعلام رسميت تشيع به همين حد خاتمه نيافت بلكه با كشتار عده‌اى و سكوت اجبارى عده‌يى ديگر همراه بود . صاحب تاريخ عالم آراى صفوى شرح اين واقعه را با تفصيل بيشترى آورده است « 2 » و بنابر توضيح او اين‌بار نيز « مرشد كامل » مدعى ارتباط با پيشروان دين در عالم رؤيا گرديد . در اين رؤيا به دو آموخته شد كه اگر تبريزيان بقبول مذهب شيعه تن درندهند چگونه آنان را طعمهء شمشير آبدار قزلباشان سازد . به حساب اين تاريخ‌نويس از شش بهر مردم تبريز تنها دو بهر كيش دوازده امامى داشتند و هنگام لعن بر خليفگان سه‌گانه « بيش با دو كم مباد » گفتند و آن چهار بهر ديگر نيز از بيم شمشيرهاى برهنهء قزلباشان چنين كردند . اما گويا واقعه بدينگونه پايان نگرفت و در اين داستان تبّرا و تولّاى تبريزيان بسيار سرها « علف شمشير » سرخ كلاهان گشت و اين معنى از اشارهء يك بازرگان ونيزى كه در تبريز بود آشكارست « 3 » و حتى بتصريح يكى ديگر از آنان مجموع كسانى كه در اين حادثه و حادثه‌هاى همانند بعدى در تبريز بقتل رسيدند به بيست هزار تن بالغ گشت « 4 » . اين شيوه هرجا كه نشانه‌يى از خلاف در آنها ديده مىشد به كار رفت و همواره با تهديد و كشتار همراه بود . هنگامى كه شاه اسمعيل بعد از شكست و قتل محمد شاهى - بيگ بسوى هرات مىرفت يكى از ملازمان وزيرش نجم ثانى را براى اعلام ورود پادشاه بدان شهر گسيل داشت . با رسيدن اين فرستاده كه قليخان نام داشت بيم و هراس بر شهر مستولى شد چه از راه نارسيده چند تن را سر بريد و قاضى هرات را كه در
هامش
( 1 ) - حبيب السير ص 468 . ( 2 ) - عالم آراى صفوى ، ص 64 - 65 . ( 3 ) - سفرنامهء جهانگردان ايتاليايى ، لندن 1873 منقول در : ترجمهء تاريخ ادبيات برون ، 4 ، ص 49 . ( 4 ) - سفرنامهء آنژيوللو . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، ص 153 و 160 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 158 | ذبيح الله صفا