تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ناگهان بدان محفل درآمده . . . آهسته در گوش وى گفت كه حكم قضا مضا براين جمله شرف نفاذ يافته كه ترا بضرب دوازده چوب تأديب نموده مراجعت نمايم و در ساعت بازگردم . . . لايق آنكه بخلوتخانه درآيى تا حسب الحكم عمل نموده بازگردم . خليل سلطان به نهانخانه درآمده كور سليمان از عقبش بشتافت و نشانى كه در باب قتلش به مهر همايون رسيده بود ظاهر كرد . خليل سلطان گفت : چه كند بنده كه گردن ننهد فرمان را ؟ و كور سليمان على الفور سرش از تن جدا ساخته از آن خانه بيرون آورد . . . » « 1 » . مأموريتهاى گوناگون قزلباش در كشتن يا كور كردن شاهزادگان و بزرگان دولت صفوى هم به همين سادگى و با همين قاطعيت و اطاعت بىقيدوشرط از مرشدان ، انجام مىگرفت ! اين نكته هم نبايد فراموش شود كه مقبول افتادن ادعاى صفويان در سيادت و انتساب بخاندان امامت در نفوذ اجتماعى آنان و ادامهء قدرت و حكومتشان بسيار مؤثر بود و اين جنبهء مذهبى آنان هرچه بر عمر حكومتشان و استوارى اعتقاد مردم به خاندانهاى سيادت افزوده مىشد ، بيشتر قوت مىگرفت . اگر رسيدن مرشدان كامل بپادشاهى اندك‌اندك از وجههء خانقاهى آنان كاست ، دعوى سيادت اين نقصان را جبران كرد . نسبت داشتن بچنين خاندان « سيادت و كرامت » تا آن درجه در نظر ايرانيان اهميت يافته بود كه حتى چند مدت بعد از زوال دولت صفوى ، وقتى اعقاب فتحعلى خان قاجار ( كشته در 1139 ه ) خواستند اريكهء شهريارى ايران را تصاحب كنند با افسانه - سازى خود را بصفويان بستند و از نسل آنان دانستند . در اين باب بجاى خود سخن خواهد رفت .
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ، ص 550 - 551 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 156 | ذبيح الله صفا