تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

خشونت و سختگيرى در مبارزه با تسنن و رسمى كردن تشيع

« مرشدان كامل » از هنگامى بكاميابيهاى نهايى رسيدند كه بهانه‌هاى دينى را بر مقالات خانقاهى افزودند ، صوفيانى سرسپرده را بحربهء تعصب مجهز كردند و بجان مخالفان خود انداختند و چنان كردند كه سر از پاى نشناخته بقربان‌گاه مىرفتند و مىكشتند يا كشته مىشدند . چنين نهضتى كه تعصب - كور آتش‌افروز - آن بود ، جز با سخت كشى و خشونت كار نمىتوانست داشت و چنين نيز بود . شاه اسمعيل خود اين سختگيريها و خشونت‌ها را ببهانهء اطاعت از فرمان امامان دين آغاز كرد و پيروانش نيز با يقين قاطع بدرستى آن هنجار راه او را دنبال كردند . نخستين لهيب اين تعصب بسال 906 ه نزديك شماخى در جنگ با امير خليل اللّه شروانشاه زبانه كشيد . بعد از شكست خليل سرش را بريدند و سپس بپيكر وصل كرده بسوختند و از سرهاى كشتگان منارها ساختند « 1 » و از آن پس اين شيوهء ناميمون را هرجا كه دستشان رسيد معمول داشتند . هنگامى كه شاه اسمعيل الوند ميرزاى بايندرى را در شرور منهزم ساخت ( 907 ه ) و بتبريز وارد شد تصميم قاطع برسمى كردن تشيع گرفت و « هم در اول جلوس همايون فرمان واجب الاذعان شرف نفاذ پيوست كه خطباى ممالك آذربايجان خطبه بنام نامى ائمهء اثنى عشر سلام اللّه عليهم الى يوم الحشر خوانند و پيش‌نمازان تمامى بلدان در اقامت صلوة و ساير عبادات رسوم مذموم مبتدعه را منسوخ گردانند . مؤذنان مساجد و معابد لفظ اشهد انّ عليا ولى اللّه داخل كلمات اذان سازند و غازيان عابد و لشكريان مجاهد از هركس امرى مخالف ملت بيضا مشاهده نمايند سرش از تن بيندازند » « 2 » و نتيجهء اجراء اين سياست آن شد كه آوازهء منقبت امامان شيعه بر سر منبرها بلند شود و « سنيان متعبد و خوارجيان متعصب از وهم حسام بهرام انتقام
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 45 . ( 2 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، 4 ، ص 467 - 468 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 157 | ذبيح الله صفا