تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
صفوى چنان بود كه از همان آغاز كار پيشروان آنان را بجهانجويى و جهانگيرى برمىانگيخت و اين اعتقاد بعد ازين هم مدتها باقى ماند و مسلما ادامه يافتن همين اعتقاد راسخ بمرشدان و تصور مقامات بلند دينى براى آنان بود كه بنيادى استوار براى دراز آهنگى پادشاهى صفويان گرديد و گرنه نابسامانيهايى كه چند بار در پادشاهى آنان رخ داده بود قاعدة مىبايست بنابودى آن سلسله بينجامد . اين اعتقاد همانقدر كه براى امتداد دوران صفوى سودمند بود ، در اواخر عهد صفويان بزيان كشور تمام شد ، زيانى كه حتى ظهور نادر نتوانست آن را جبران كند و شايد بتوان گفت كه پيامدهاى نامطلوب آن دامنگير خود نادر هم گرديد . اين وضع درست همانند پايان عهد ساسانى در تاريخ پيش از اسلام ايرانست زيرا در آن روزگار اعتقاد دينى مردم بشاهنشاهان ساسانى مايهء آن شده بود كه مردم با همه بىنظمىهاى بعد از دوران خسروا پرويز و نابسامانيهاى اوضاع بسازند و بفرمان روايى هيچيك از سرداران كه توانايى تشكيل حكومت جديدى را داشتند ، تن در ندهند و عاقبت خود با هرچه بود و نبود بر سر اين اعتقاد نادرست بروند . همين اعتقاد شديد مردم باعث بود كه دولت صفوى از ضربهء درونى درهم نريزد ، و كسانى هم كه بعد از سقوط دولت شاه سلطان حسين خواستند زمام امور را در دست گيرند يا بعنوان حمايت از فرزند و فرزندزادگانش و يا به صورت وكالت و نمايندگى از طرف آن خاندان حكومت كردند . از اين اعتقاد شديد ، مخصوصا در دوران شاه اسمعيل ، گاه بداستانهاى شگفت - انگيزى بازمىخوريم . از آن جمله است واقعهء « كشته شدن خليل سلطان » . وى از سران قزلباش و حاكم فارس بود ، در جنگ چالدران خدمتى چنان كه مىبايست از او مشهود نيفتاد و شاه اسمعيل تصميم به بادافراه او گرفت . پس « كور سليمان قورچى » را مأمور كشتن او كرد و بشيراز فرستاد و او « در وقتى بدان بلده رسيد كه خليل سلطان مجلسى در كمال زيب و زينت آراسته بود و با اكثر امرا و مقّربان خود بتجّرع شراب ناب و استماع نغمات چنگ و رباب اشتغال مىنمود . . . كور سليمان مانند بلاى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 155 | ذبيح الله صفا