يسجد لكم النّاس مع انّ السجود لغير اللّه تعالى كفر ليس به يقاس » و امير غياث الدين منصور حكيم ، وزير شاه تهماسب ناگزير بود در پاسخ آن اعتراض از قول پادشاه چنين بنويسد : « حكاية سجود الرعية لنافهى مثل سجود الملائكة لجدّنا آدم حين اوحى الامر بذلك اليهم انما يفعلون ذلك شكرا لللّه سبحانه و تعالى على ما انعم بنا عليهم و اظهار الكمال المسرة على ما ظهر منّا باعانة اللّه و امضاء اللّه من اعلاء كلمة الحق و اطفاء نايرة الباطل فى بلاد اللّه على رغم اعداء اللّه . » « 1 »
در نامهء عبيد اللّه خان ازبك بشاه تهماسب هم همين معنى تكرار شده و او سجده كردن را جز براى خداوند كفر دانسته و ادعا كرده است كه صفويان اين كردار زشت را بر رعيت الزام و تحميل نمودهاند . « 2 »
سجده كردن و زمين بوسيدن در برابر مرشدان كامل و پادشاهان صفوى حتى براى خارجيان و سفيرانى كه بار مىيافتند الزامى بود . شاردن در مجلد سوم از سفرنامهء خود مىگويد وقتى سفيرى به خدمت پادشاه مىرسيد مىبايست زانو بزند و سه بار زمين را ببوسد به نحوى كه پيشانيش بر زمين بسايد ، و آنگاه نامهيى را كه از جانب پادشاه خود آورده بود ، بپادشاه ايران بدهد .
اعتقاد بمرشدان كامل و جانبازى در راه آنان
مطلبهايى كه در ذيل اين عنوان مىنويسم از آنچه تاكنون گفته شد نيز بنيكى آشكارست . اعتقاد قزلباشان نسبت بمرشدان چنان بود كه جانبازى در راه او برايشان حكم كسب ثواب اخروى داشت و بمنزلهء شهادت در جنگهاى صدر اسلام بود « 3 » . دربارهء شاه اسمعيل چنين مىپنداشتند كه او با « صاحب الامر مهدى »
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ج 7 ، ص 192 .
( 2 ) - احسن التواريخ ، ص 231 .
( 3 ) - عالم آراى صفوى ، تهران 1350 ، ص 74 و موردهاى متعدد ديگر در همان كتاب و نيز اشارتهاى سفرنامه نويسان كه پيش ازين ديدهايم يا پس ازين خواهد آمد ؛ و بسى از سخنان و نقلهاى وقايعنگاران دورهء صفويان .