« مدبر امور كرهء مادون قمر » است ، فراتر نرفت و حال آنكه در نظر معتقدان موضوع اتصال اين نفوس بملكوت اعلى امرى ثابت و انكارناپذير بود . در سدهء نهم اين اتصال به صورت حلول جوهر الوهيت در نفوس برخى از مشايخ مانند سيد محمد نوربخش و سيد محمد مشعشع و ديگران درآمد ، چنان كه پيش ازين گفتيم ، و پيداست كه در چنين حالى پيشروان صوفيهء صفويه هم بىكار نماندند و همين دعوى را تكرار كردند ، و يا اگر چنين گناهى از آنان سر نزده باشد معتقدان و پيروانشان چنين مقامى فوق مقامهاى عادى آدميان براى آنان قائل شدند و سرانجام همان نغمهها را تكرار نمودند كه فرقههاى حلوليه از ديرباز در تمدن اسلامى سرداده بودند « 1 » و خداوند عالميان را از فراز مسند عزت و كبريائش بجسدهاى فناپذير آدميان پايين آورده .
نمىدانيم كه در ميان صوفيان صفوى اين فراخ گامى از كى آغاز شده بود ولى اين را مىدانيم كه تصور مذكور پيش از عهد شاه اسمعيل شيوع داشت . فضل اللّه بن روزبهان در عالم آراى امينى « 2 » مدعّيست كه پيروان سلطان جنيد براى شيخ خويش قائل بمرتبهء الوهيت بودند و پسرش سلطان حيدر را « پسر خدا » مىشمردند « 3 » . اين پيروان كه خنجى از آنان سخن مىگويد ده هزار تن از صوفيان صفوى بودهاند كه
هامش
مقامات العارفين » . عبد السلام فارسى در ترجمهء اشارات شيخ اين قسمت را با نثرى فصيح به فارسى درآورده است . ترجمهء اشارات و تنبيهات ، تهران 1332 ، ص 245 - 256 و : گنجينهء سخن ، دكتر صفا ، ج 3 ، تهران 1353 ، ص 238 - 246 .
و نيز دربارهء اين كوشش شيخ الرئيس رجوع كنيد به : تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، دكتر صفا ، چاپ چهارم ، تهران 2535 ( 1355 ) ، ص 257 - 260 و باز همان كتاب ، ص 228 - 230 .
( 1 ) - همين كتاب ، ج 1 ، چاپ پنجم ، تهران 2536 ( 1356 ) ص 61 - 63 .
( 2 ) - همين كتاب ، ج 4 ، تهران 2536 شاهنشاهى ص 539 .
( 3 ) - عالمآراى امينى ، نقل از : تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، ص 137