تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ابرو تراشيده در گوش حلقه انداخته خليفهء اسلام ساخته « 1 » . . . » « 2 » . اين تعريضها بىشك بيان انديشهء كسانى بود كه از دعوى سيادت كه صفويان به راه انداخته بودند ، خبرها داشتند ؛ اما اين دعوى چنان در عهد قيام شاه اسمعيل مورد قبول پيروان او شده بود كه ديگر صفويان را در ادامهء اين ادعاى بىبنياد دچار هيچگونه ترديد و دودلى نمىكرد و حتى دعوى ارتباط مستقيم آنان را در بيدارى و خواب با « حضرات ائمه » به آسانى محل قبول تركان خوش‌باور سرخ كلاه مىساخت . دربارهء كيفيت اين ارتباطهاى دائم شاه اسمعيل و پسرش شاه تهماسب بانياكان نو - يافته‌اشان ، و حتى دريافت شمشير و تاج و فرمان قاطع در قتل عام مخالفان تشيع از « صاحب الامر » و ديگر امامان شيعه ، بعد ازين سخن خواهم گفت . اما بالاتر از همهء اينها دعوى مشايخ صوفيهء صفويه ، و يا شايد تنها اعتقاد پيروانشان بود به « حلول جوهر الوهيت » در جسم مرشد « 3 » ، و شايد عنوان مرشد كامل كه تا اواخر عهد سلطنت صفويان براى آنان به كار مىرفت ، از همين دعوى نشأت كرده باشد « 4 » .

قيام صوفيان صفوى

استوار شدن بنياد اعتقاد قبيله‌هاى چندگانهء تركمان « 5 » نسبت به پيشوايى شريعتى و طريقتى مشايخ صفويه ، دعوى اين مشايخ بسيادت و ارتباط با ائمهء دين و حتى حلول جوهر
هامش
( 1 ) - اشاره است بساختن خليفهء دروغين از باب استهزاء و تمسخر كه در عهد صفويان مىكرده‌اند و نوعى از تفريحات بود . ( 2 ) - احسن التواريخ ، ص 230 - 231 . ( 3 ) - بنگريد به : دائرة المعارف اسلامى ، طبع جديد ، ج 4 ص 51 . ( 4 ) - ميدانيم كه صفويان در اين دعوى حلول جوهر الوهيت در جسم مرشد كامل تنها نبودند و در عصر آنان همين نكته در دعوى نوربخشيه و پسيخانيه و حروفيه و مشعشعيه بصورتهاى گوناگون وجود داشت . ( 5 ) - يعنى تركمانان قرامانلو ، ذو القدر ، قپچاق ، قراجه داغ و تومان و مشكين ، استاجلو ، شاملو ، روملو ، حميدلى ، تكلو ، افشار ، قاجار ، ورساق ، باى برتلو و جز آنها .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 143 | ذبيح الله صفا