يكسان و يك نشان به زير يك لوا درآورد تا با شعارى واحد و با احساس يگانگى در ركاب مرشد كامل و در راه نشر تشيع شمشير زنند و جانبازى كنند . بسبب داشتن همين كلاه سرخ رنگ بود كه از آن پس صوفيان صفوى را قزلباش يعنى سرخسر ، يا قزلبرك يعنى سرخكلاه خواندند .
اين سرخكلاهان صوفى مسلك شيعى مذهب بنابر بازبستگى بقبيلههاى خود بدستههايى منقسم مىشدند كه هريك رهبرى بنام خليفه و مجموعا رئيسى با تعيين مرشد كامل داشتند باعنوان خليفة الخلفا كه فرمانها و وصاياى مرشد كامل را بهمهء آنان ابلاغ مىنمود . اين تقسيمات در همان حال كه نظام طريقتى داشت به صورت نظام ارتشى و جنگى هم محل استفاده بود .
سلطان حيدر ( كشته در 893 ه ) و جانشينش سلطان على ( كشته در 899 ه ) بشيوهء سلطان جنيد در طلب رياست و قدرت شمشير زدند و جان باختند و اين قيام منظم و مداوم كه بتدريج بهيأت يك نهضت سياسى و نظامى پرانضباط درآمده بود ، مقدمات كار شاه اسمعيل را در قيام نهايى او فراهم آورد .
مرتبهء والاى مرشد كامل
مقام بلند « شيخ » و « مرشد » در تاريخ تصوف بهيچروى تازگى ندارد . در همهء طريقتها براى پيران خاصه آنها كه مؤسس طريقه بودند ، رابطه نزديك با آنسوى جهان آخشيجان پنداشته مىشد و ازينروى نسبت دادن هرگونه « كرامت » بدانان چنان در ميان پيروان طريقتها رواج داشت كه خوانندهء تيزبين را گاه ازينهمه زود باورى آدميزادگان بخشم مىافگند . اين كرامتها از اشراف بر ضماير آغاز و به تصرف در امور طبعيت ختم مىشد و شگفت است كه حتى حكيم آگاهى چون پورسينا براى اثبات اين « كرامتها » با اتكاء بر شيوهء حكمت مشّائى خويش بجستوجوى دلائل مىپرداخت « 1 » ! اما او در اين راه از حدّ اتصال نفوس مهذّب مشايخ بعقل فعّال كه
هامش
( 1 ) - بنگريد به سه نمط آخر از كتاب الاشارات و التنبيهات ، خاصه نمط نهم با عنوان « فى