عشرى چندان دشوار نبود . توضيح اين مقال آنكه مذهب شافعى از ميان مذهبهاى اهل سنت نزديكى بسيار بمبادى مذهب اماميه دارد و محمد بن ادريس شافعى شخصا بعلى بن ابى طالب و خاندان او ارادت خاص مىورزيد و « بيرون از مناقب در حق حسين و شهداى كربلا مراثى بسيار گفته است » « 1 » و به همين سبب حتى در قرن ششم هجرى كه دورهء غلبهء سلجوقيان حنفى مذهب بود از شركت عالمان شافعى در مراسم تعزيت شهيدان كربلا نشانههايى مىبينيم « 2 » . گذشته ازين شافعيان مانند شيعهء اثنى عشرى بغيبت « صاحب الزمان » و رجعت او اعتقاد دارند و از ميان عالمان آن فرقه چند تن در اين باب رسالههايى نوشتهاند مانند ابو عبد اللّه محمد بن يوسف بن الكنج الشافعى مؤلف « البيان فى احوال صاحب الزمان » و حافظ ابو نعيم اصفهانى شافعى مؤلف مشهور كتاب المصاحف در رسالههاى « الاربعين » و « ذكر المهدى » و حافظ محمد بن طلحهء شافعى در كتاب « مطالب السؤل فى مناقب آل الرسول » و جز آنها « 3 » .
پيداست كه خاندان شيخ صفى الدين بعد از قبول مذهب امامى سابقهء مذهبى نياكان خود را دگرگون ساخته آن را بتاريخ قديمترى بالا بردند و طبعا شيخ صفى الدين مؤسس طريقت صفويه را از شيعيان خالص جلوه دادند ولى مورخان و مطلعان مخالف آن خاندان ازين تزوير تاريخى اطلاع داشته و آن را باز مىگفتهاند . در نامهيى كه منشيان عبيد اللّه خان ازبك از قول او بشاه تهماسب نوشتهاند يكجا صريحا به اين معنى ، يعنى سنّى بودن جدّ او شيخ صفى الدين اشاره كرده و پادشاه صفوى را از اينكه مذهب اجدادى را رها ساخته و به « رفض » گراييده است سرزنش نموده و گفتهاند : « اما با آن طايفه گفتگوى و مجادله داريم كه مذهب و ملت پدران خود را
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ، تهران 1331 ، ص 402 .
( 2 ) - همين كتاب ، ج 2 چاپ پنجم ، ص 195 .
( 3 ) - رجوع شود ببحث طولانى ميرزا محمد اخبارى ( م 1178 ه ) در كتاب تحفة الامين ، منقول در روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات ، ج 7 ، ص 135 - 136 .