تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
در سال 914 ه كه شاه اسمعيل لشكر ببغداد كشيد ، خبر يافت كه « قوم مشعشع حالا بالوهيّت فيّاض كه از فيض عنايت حضرت عزّت بىبهره است اعتراف مىنمايند و رقم نسخ بر احكام شريعت غرّا كشيده باديهء ضلالت و غوايت مىپيمايند » « 1 » ، پس از بغداد بجانب حويزه شتافت و سلطان فياض را كه بمقابله آمده بود مغلوب و مقتول ساخت و حكومت حويزه را بيكى از قزلباشان واگذاشت ليكن اين شكست مايهء انقراض حكومت آل مشعشع نگرديد و در سال 948 كه شاه تهماسب بخوزستان سفر كرده بود رئيس مشعشعيان « سيد سجادين بدران مشعشى » براى عرض اطاعت و انقياد به خدمت او شتافت و پادشاه صفوى حكومت حويزه را باز بوى رجوع نمود « 2 » . ازين پس دولت آل مشعشع به صورت يك حكومت خراجگزار صفوى باقى ماند و حتى در جريان محاصرهء اصفهان سيد عبد اللّه مشعشع با دوازده هزار عرب در زمرهء مدافعان اصفهان حضور داشت ليكن وقتى جنگ آغاز شد صلاح در آن دانست كه ناظر اوضاع باشد و چون شكست در سپاه مدافعان افتاد غارت لشكرگاه اصفهان را فوزى عظيم شمرد و در اين راه با مهاجمان همگام شد « 3 » . همين رفتار زشت مشعشعيان مايهء آن شد كه چون نادر بقدرت رسد كمر بقلع و قمع آنان بندد ، و او به همين قصد در سال 1150 ه لشكر بحويزه كشيد و دولت مشعشعى را برانداخت ولى پس از كشته شدنش در سال 1160 بازماندگان آن خاندان قدرت خود را تجديد كردند و در عهد زنديان و قاجاريان ضمن اطاعت از دولت مركزى با نوعى قدرت محلى بحيات خود ادامه دادند « 4 » .
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، 4 ص 497 . ( 2 ) - احسن التواريخ روملو ، ص 300 - 301 . ( 3 ) - بنگريد به همين جلد ، ص 30 و 31 . ( 4 ) - دربارهء مشعشعيان رجوع شود به :
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 138 | ذبيح الله صفا