تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
فرقهء نوربخشيه كه پيش ازين اشارتى كوتاه بكيفيّت احوالشان داشتم « 1 » ، بعد از عهد تيمورى نيز بكارشان ادامه دادند و اگرچه سيد محمد نوربخش با دعوى مهدويت آغاز كار كرده بود و خود را امام عصر و صاحب تجلى مىدانست ليكن جانشينانش بدعوت خانقاهى بسنده مىكردند ، و چون اين شعبه از صوفيان در دوران صفوى فعاليت مؤثرى داشت ، بجاى خود دربارهء آن سخن خواهم گفت . و اما صفويه مهمترين دسته از اين قبيل طبقات بوده‌اند كه نهضتشان بهتر و بيشتر از همه به نتيجه‌يى انجاميد . خاندان صفوى شهرت اجتماعى خود را از خانقاه آغاز كرد « 2 » و به زودى آن را با مذهب امامى اثنى عشرى درآميخت و با قدرتى كه از راه گرد آوردن مريدان و معتقدان بدست آورد ، بساط ارشاد را براى جولان در ميدانهاى جنگ و شركت در حوادث سياسى ترك گفت . اتكاء اين خاندان در قيام نظامى و سياسى بر طايفه‌هاى جنگاورى بود كه حلقهء ارادت مرشدان صفوى را در گوش كرده و در راه اجراى فرمانشان جان‌بركف نهاده بودند . اينها تركمانانى بودند ساكن ناحيتهاى اناطولى و شام و دياربكر و كناره‌هاى جنوب غربى درياى مازندران ، كه
هامش
مشعشعيان يا بخشى از تاريخ خوزستان ، سيد احمد كسروى ، تهران 1324 . خاندان مشعشعى يا ذيل تاريخ مشعشعيان ، جهانگير قائم مقامى ، مجلهء يادگار ، سال دوم شمارهء نهم ، ص 9 - 26 . حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 496 - 497 . عالم آراى صفوى ، تهران 1350 ، ص 135 - 138 . احسن التواريخ روملو ، ص 300 - 301 . عالم آراى عباسى ، ص 35 ، 502 ، 524 ، 914 - 915 ، 951 - 952 ، 959 ، 1012 .Encyclopedie de l'Islam , nouvelle edition , tome IV , P . 52( 1 ) - همين كتاب ، ج 4 ، ص 58 - 60 و 78 . ( 2 ) - دربارهء صوفيان صفوى كه سلسله‌يى از « صوفيهء معروفيه » اند ، رجوع شود بطرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 144 - 145 .