آذربايجان شوروى باعنوان « شاه اسمعيل خطائى « 1 » اثر لرى » بسال 1966 ميلادى طبع كرده است .
وقتى شاه اسمعيل بعد از اقامت پنج ساله لاهيجان را ترك گفت ، چون به طارم رسيد « نظر در احوال عساكر نصرت مآثر كرده موازى هزار و پانصد كس از صوفيان روم و شام ملازم ركاب ظفر انتساب يافت » « 2 » . اين صوفيان روم و شام طرفداران مشايخ صفوى بودند كه در قلمرو دولت عثمانيان و تركمانان بسر مىبردند و مجموع آنان كه در آذربايجان و دياربكر و آناطولى و كرانههاى جنوب غربى درياى مازندران پراگنده بودند ، از قبيلههاى مختلف ترك زبان تشكيل مىشد كه نام آنان در بيان احوال شاه اسمعيل صفوى از هنگام كودكى تا قيام وى بر ضدّ الوند ميرزاى آققويونلو بدفعات در تاريخهاى مربوط ذكر شده مانند طايفههاى قرامانلو ، ذو القدر ، قپچاقى ، صوفيان ديار روم ، صوفيان قراجه داغ و تومان و مشكين ، استاجلو ، شاملو ، روملو ، حميدلى ، تكلو ، افشار ، قاجار ، ورساق ، باىبرتلو و جز آنها « 3 » . از مجموع اين قبيلهها كه در همهء دوران قيام صفويان از عهد سلطان جنيد و سلطان حيدر و سلطان على و شاه اسمعيل ببعد مدار كارها بر آنان بود ، دستهء مشهور « قزل بورك » يا « قزلباش » يعنى سرخ كلاه ، و سرخ سر ، بوجود مىآمد و آنها بودند كه تمام حادثهها تا زمان تشكيل سپاه « شاه سيون » در عهد شاه عباس بزرگ بر محور وجودشان مىچرخيد ، همهء پيروزيها بهمت آنان انجام گرفت ، حكومت شهرها و للگى پادشاهزادگان و سردارى سپاه و بست و گشادكارهاى كشورى و لشكرى در دست آنان بود و فرهنگ قومى آنها بعنوان فرهنگ غالب و حاكم در ميان ايرانيان رواج مىيافت و زبانشان زبان شاهان و خانوادههاى شاهى و زبان رسمى يا زبان نخستين از دو زبان رسمى و رائج
هامش
( 1 ) - خطائى تخلص شاه اسمعيل در شعر تركى و پارسى او بود .
( 2 ) - احسن التواريخ روملو ، ص 26 .
( 3 ) - اين نامها را در احسن التواريخ روملو صفحههاى : 5 ، 6 ، 26 ، 41 ، 42 ، 46 ، 59 و جز آنها بدفعات مىبينيد و نيز در تاريخهاى ديگر عهد خاصه در عالم آراى عباسى .