و محقّق حلّى و ابن فهد حلّى و علّامهء حلّى و پسرش فخر المحقّقين حلّى ، و شهيد اول شمس الدين عاملى و ابن ميثم بحرانى و گروه بزرگ ديگر از سرزمينهاى عربى خاصه الحساء و البحرين و جبل عامل و چند شهر از عراق عرب ، ظهور كرده و آن ناحيتها را بمركزهاى اصلى تحقيق در دانشهاى مذهبى دوازده اماميان مبدل ساخته و همگى آنان از اصل عرب و غير ايرانى بودهاند .
با اين وصف ، وقتى سخن از نشر تشيّع در ايران بميان آمد ، دست نياز ايرانيان بسوى آن مركزها دراز شد و از همان روزگار ببعد ، نخست بدعوت و بتشويق شاهان صفوى و بدنبال آن در راه بهرهمندى از مزيّتهاى مادّى ، عالمان شيعى مذهب مذكور از ناحيتهاى ياد شده پياپى با خاندانهاى خود بايران روى آوردند و در شهرهاى بزرگ ايران سكونت گزيدند .
اگر كسى بخواهد از شمارهء اين خاندانهاى مهاجر نظرى اجمالى كسب كند تنها مراجعه بكتاب امل الآمل تأليف شيخ محمد بن حسن معروف به « الحّر العاملى » كافيست . در آن كتاب نام بيشتر از يكهزار و يكصد تن از عالمان ذكر شده كه جز چند تن از معاصران ايرانىنژاد مؤلف ، و يا گروه معدودى از عالمان پيشين ، باقى همگى از جبل عامل و البحرين و الاحساء و از عراق عرب آمده و در ايران سكونت گزيده و بتأليف و تعليم اشتغال ورزيده بودند و يكى از آنان همين مؤلف يعنى الحّر العاملى بود كه در مشهد اقامت داشت .
پيداست كه اين گروه فقط عالمان قابل ذكر در كتاب امل الآملاند نه همهء آنان كه از ديارهاى ياد شده آمده و نامشان در كتابهاى مشابه ديگر مذكور است ، و نه آنها كه بعد از حرّ عاملى بايران مهاجرت نمودند ، و نه خاندان و پسران و دختران و نوادگانشان كه با حفظ سنتهاى خانوادگى در ايران زيسته و باقىماندهاند ، و نه شاگردان بيشمار آنان كه طبعا باستادان خود اقتدا مىنمودند .
تمام آنچه اين طبقه نوشته و گفتهاند ، و نزديك به تمام آنچه فرزندان و شاگردان
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٢٧