تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
ايرانى يا ايرانى شدهء آنان تأليف كرده‌اند ، بتازيست و روشنست كه تعليماتشان ، چنان كه تعليمات و تقريرات شاگردان و تربيت يافتگانشان ، هم بدين زبان بود ، و اينها بر رويهم در نشر مجدّد زبان و فرهنگ عربى در ايران تأثير بسيار داشته است .

امتداد غلبهء تركان

در همان حال كه اين توان يا بى مجدد و نامرئى بتدريج انجام مىيافت ، يك جريان فرهنگى غير ايرانى ديگر كه از قرنهاى پيش آغاز شده بود ، بقّوت ديرينهء خود ادامه مىداد كه اگر بخواهيم معرفى روشنى از آن بكنيم بايد آن را « امتداد غلبهء قبايل ترك‌نژاد بر ايران » بناميم . توضيح اين مقال آنكه از دوران غلبهء تركان قراخانى و ختايى و بويژه از عهد حملهء تركمانان سلجوقى ببعد طوايف متعددى از زردپوستان غز و قراغز و قرقيز و كيماك و يغما و چگل و توخشى و قفچاق باضافهء غلامان ترك كه باسارت مىآورده و در ايران سكونت مىداده‌اند ، بقلمرو گستردهء فرهنگ ايرانى راه جسته ، حكومتهايى تشكيل داده و در ناحيتهاى مختلف اين كشور پهناور سكونت گزيده در حوادث بزرگ اجتماعى و سياسى ايران دخالتهايى جسته‌اند « 1 » . در حملهء مغول و تاتار بايران ، بهمراه آنان و يا بتدريج در دنبال حمله و غلبهء آنها ، قبيله‌هاى ديگرى مانند اويغور و كرائيت و نايمان و شعبه‌هاى متعدّدى از تركمانان بقلمرو فرهنگى ايران آن روزگار يعنى ايران و آسياى مركزى و قفقاز و قسمتهاى شرقى آسياى صغير و شمال عراق عرب راه جسته در آنها ساكن شدند و يا حكومتهايى پديد آوردند . پيداست كه بعد از ضعف حكومت ايلخانى ، و در آن روزگار كه حكومتهاى
هامش
( 1 ) - دربارهء اين قبيله‌هاى ترك و پيشرفت آنها در سرزمين ايران و تشكيل حكومت و نتايجى كه از اين جريان حاصل شده بنگريد به همين كتاب ، ج 2 ص 3 - 37 و 68 - 100 .