تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
پراگنده و ناتوان محلى در ايران بر سر كار بود ، امير تيمور گوركان بهمراهى تركان جغتائى ، ايلغار مغول را تجديد كرد و با حكومت متمركزى كه ايجاد نمود ، فرصت اظهار وجود را از اين حكومتهاى ترك نوپا براى مدتى سلب كرد ولى همين كه هيمنهء تيمور و تيموريان در مشرق فلات ايران فرونشست تركمانان از جانب غرب آن فلات سر برآوردند و به زودى صفحات شمال غرب و مركز و جنوب ايران را از چنگ همنژادان ديگر درآوردند و چندى ازين وقايع نگذشت كه دودمان شيخ صفى الدّين اردبيلى از طريق پيوند خانوادگى با آنان درآميختند و جزو آنها و حتى رقيبشان گرديدند بدين معنى كه نياى شاه اسمعيل يعنى جنيد بن صدر الدين ابراهيم پيشواى صوفيان صفوى با اوزون حسن بايندرى مؤسس سلسلهء تركمانان آق‌قويونلو ( 872 - 882 ه ) كه در ديار بكر مستقر بود ، از در دوستى و اتحاد درآمد ، خواهر او خديجه بيگم را بهمسرى گرفت و از همين زن تركمان پسرى بنام حيدر ولادت يافت كه بعد از كشته شدن پدر در سال 860 ه جانشين او شد . گويا از همين زمان بود كه زبان مادرى مرشدان كامل از زبان محلى ايرانى آذرى به تركى تبديل يافت . سلطان حيدر ( كشته در 893 ه ) هم پيوند خويشاوندى خود را بسا تركمانان سپيد گوسپند حفظ كرده دختر - دائى - خود اوزون حسن ، يعنى علمشاه خاتون معروف به « بگىآغا » را بزنى گرفت و از همين زنست كه شاه اسمعيل صفوى ولادت يافت ، و او اگرچه بشيوهء همه بزرگ‌زادگان و شاهان و شاهزادگان زمان پارسى مىدانست « 1 » و شعر پارسى هم مىگفت « 2 » ، ليكن تركى را بعنوان زبان مادرى داشته و ديوان اصلى او بدان زبان تنظيم يافته بود ، و آن همان مجموعهء شعرهاى تركيست كه آكادمى علوم
هامش
( 1 ) - بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 129 - 146 . ( 2 ) - ايضا ، ج 4 ، ص 136 - 137