تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مضمون زيبا را يافت :
ماتم و سور اين جهان خراب * گريهء مست و خندهء بنگيست .
و يقينا خواننده ابتلاء زيان‌بخش طالب آملى را بمعجون افيون‌دار و گرفتارى ابو طالب كليم را بمفرّح افيونى كه از آن به « كيف حلال » تعبير نموده و در آغاز اين گفتار آورده‌ام فراموش نكرده است « 1 » .

توان‌يابى فرهنگ تازى

از ويژگيهاى عهد صفوى كه نمىتوان ناگفته گذاشت ، يكى تجديد نفوذ فرهنگ و زبان عربى و ديگر امتداد يافتن غلبهء عنصر ترك بر ايرانست . - دربارهء موضوع نخستين مىدانيم كه از دوران حملهء مغول ، بويژه پس از انقراض خلافت عباسى ، نوعى از انقطاع ميان ايرانيان و مركز ثقافت عربى اسلامى ( بغداد ) حاصل شد و گسترش آن‌كه از هر حيث روزافزون شده بود ، سستى پذيرفت . اين سستى در عهد فترت پس از ايلخانان و در دوران چيرگى تيموريان و تركمانان بحدّ اعلا رسيد ؛ ولى در دورهء صفوى ببعضى جهات موقع مناسبى براى توان يافتن آن فرهنگ و نفوذ مجدّدش از راه آموزش و پرورش در انديشه و زبان طبقهء باسواد ايران فراهم آمد . با قيام شاه اسمعيل و اعلام رسميت مذهب شيعهء دوازده امامى ، تشيّع براى بيشتر ايرانيان بمنزلهء مذهبى نو و بىسابقه بود ، مگر براى اقليتى كه پيش از آن بر اين طريقه مىرفتند . ليكن چه اين طبقهء اخير و چه آنان كه بتازگى در صف دوازده اماميان درآمده بودند ، به شرحى كه در فصل اوضاع دينى خواهيم ديد ، از داشتن عالمان مذهبى توانا و مطّلع محروم بودند زيرا پس از آزادى شيعه در عهد تسلط ايلخانان ، چنان كه در مجلّد سوم اين كتاب گفته‌ام ، بيشتر عالمان شيعه مثل ابن طاوس حلّى
هامش
( 1 ) - همين جلد ص 113 به بعد .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 126 | ذبيح الله صفا