تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
دردها از شهدانج و واژه عربى آن قنّب ياد كرده‌اند . استعمال حشيش بيرون از قلمرو دانش پزشكى در ميان مسلمانان قدمت چندانى ندارد . از طرفى در داستانهاى الف ليلة و ليلة ( هزار و يك شب ) بارها باستفاده از حشيش براى خوابانيدن در حكايات اشاره شده است . بايد بدانيم الف ليلة و ليلة به نحوى كه اكنون رائجست همان هزار افسان ( - الف خرافة ) نيست كه از زبان پهلوى به عربى نقل شده و ابن النديم ( قرن چهارم هجرى ) از آن در الفهرست ياد كرده است بلكه چنان كه مىدانيم بسيارى عناصر اسلامى از عرب و مصر و ايرانى و جز آن در آن نفوذ كرد و محققان مجموع داستانهاى آن را بسه بخش منقسم مىدارند : قسمت اصلى مأخوذ از ادبيات پهلوى و قسمت بغدادى و قسمت مصرى ؛ ولى حتى قسمتى كه از مبداء ايرانيست از قبول تأثيرهاى گستردهء اسلامى بر كنار نيست « 1 » . بنابراين موضوع استفاده از حشيش در اين كتاب بعنوان مخدر خواب‌انگيز نمىتواند به صورت عادتى كهن در ايران پيش از اسلام ، يا حتى نخستين سده‌هاى اسلامى شناخته شود . « 2 » با اينهمه نبايد پنداشت كه استعمال حشيش و يا اعتياد به آن در تمدن اسلامى فقط در سده‌هاى اخير رواج گرفته است بلكه اطلاعات مستقيم ما در اين باب تا بحدود قرن ششم هجرى مىرسد و آن موضوع به كار رفتن حشيش است در ميان دسته‌يى از شيعيان اسمعيلى كه به « نزاريه » شهرت داشته و در سوريه و ايران پراگنده
هامش
( 1 ) - دربارهء الف ليلة و ليلة رجوع شود بمقالهء ممتعE . Littmannدر دائرة المعارف اسلامى ، طبع جديد ، ج 1 ، ص 369 - 375 . ( 2 ) - دربارهء حشيش و سوابق تاريخى آن رجوع شود به مقالهء حشيش در دائرة المعارف اسلامى ، چاپ جديد ، ج 3 ص 273 - 275 بقلمM . Levey؛ و دربارهء بنگ بنگريد بمقالهء بنج بقلم م . ميرهوفM . Meyerhofدر دائرة المعارف اسلامى ، طبع جديد ، ج 1 ص 1045 - 1046 .