يعنى مخدّر و مستى دهنده به كار رفته و همريشه است با واژهء سانسكريتى « بهنگا » « 1 » ( بانون غنّه ) و همين كلمه است كه در عربى به صورت « بنج » پذيرفته شده است . گويا استعمال اين ماده براى كيف و لذّت اصلا از هندوستان آغاز شده باشد چه در آنجاست كه سائيدهء برگ شاهدانه را با آرد و ادويه و « گنجا » « 2 » آميخته بنام « بهنگا » براى تخدير و التذاذ به كار بردند . گنجا يا چرس عبارتست از گرد يا مادهء چسبندهيى كه بر گل شاهدانه مىنشيند و براى گرفتن آن ماده در هند و ايران روشهاى مختلفى رائجست .
در كتابهاى طبى مسلمانان از حدود سدهء چهارم هجرى ببعد ، علاوه بر حشيش ، نام بنج در جزو سموم ذكر شده است . البته پيش از آن در كتاب السمّوم منسوب به « جابر ابن حيّان » از بنج بعنوان داروى مخدر ياد شده منتهى چنان كه مىدانيم در صحت انتساب كتابهاى كيميا و پزشكى به جابرن حيّان و حتى در وجود چنين مؤلف پركارى كه از علوم اولين و آخرين با خبر بود ، ترديد بسيارست و نيز روشنست كه بعضى از مؤلفات منسوب به او از كدام دانشمندانيست كه در قرنهاى بعد ازو مىزيستهاند « 3 » . اما از جملهء قديمترين مؤلّفان مسلّم كتابهاى داروشناسى و پزشكى ابو منصور موفق بن على هروى صاحب كتاب مشهور فارسى « الابنيه عن حقايق الادويه » « 4 » ( سدهء چهارم يا آغاز سدهء پنجم ه ) شهدانج يعنى دانهء گياه معروف را براى انواع درد سر و درد گوش توصيه نموده است . مؤلفان ديگر اسلامى هم در مداواى اين گونه
هامش
( 1 ) -bhanga( 2 ) -ganja( 3 ) -Aldo Mieli , La Science arabe , Leiden 1938 , p . 55 - 58 , 8 , 9 , 13 , 24 , 25 , 31 , 63 , 65 , et App . II .( 4 ) - دربارهء ابو منصور هروى و اثرش بنگريد به همين كتاب ج 1 ، چاپ پنجم 2536 شاهنشاهى ، ص 625 .