مىنمود و گروهى از خلق بدان مبتلا بودند .
از اين گونه معجونها ، غير از « كيف » گاه براى آرام كردن دردهاى سخت نيز استفاده مىكردند . دربارهء علت اعتياد شاه اسمعيل ثانى بترياق يعنى معجون افيونى به همين نكته اشاره كردهاند . روملو نوشته است كه : « وى ترياق مىخورد بافراط ، و قولنج عظيمى داشت ، هرچند روز يك نوبت قولنج مىشد چنان كه مردم مضطرب مىشدند . . . » « 1 » با اين سخن روملو شايعهيى كه دربارهء مسموم شدن اسمعيل ثانى بدست حسن بيگ حلواچى اوغلى وجود داشت تكذيب مىشود ، و نيز از فحواى گفتار او چنين برمىآيد كه از « ترياق » براى تسكين دردهاى حادّ استفاده مىشد همچنانكه از مرفين در عهد ما . بهرحال اسمعيل دوم چنان فريفتهء افيون و فلونيا بود كه ببعضى از نزديكان و نديمان خود باصرار از آن تركيبهاى زهرآگين مىخورانيد « 2 » .
در دورانهاى بعد اين معجونهاى مرگبار همراه ديگر مسكرات همچنان به كار مىرفت و حتى مخالفت شديد شاه عباس با ترياك و ترياكيان نتوانست از شيوع آن بكاهد . مردم آزاد اگر مىخواستند آن را آشكار و پنهان ، و امرا و رجال پنهان از ديگران به كار مىبردند و چنان كه سر توماس هربرت در سفرنامهء خود گفته در طبقات مختلف گروهى به خوردن ترياق و نوشيدن شربت كوكنار خويگر بودند .
پيش ازين گفتهام كه شاه عباس در سال 1029 شراب را منع كرد ولى بنابر اشارهء « پيترو دلّا والّه » « 3 » در سفرنامهء خود اين فرمان چنان موجب رواج افيون و مسكرات ديگر شد كه شاه را از كرده پشيمان ساخت . پس فرمان خود را لغو نمود
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 495 .
( 2 ) - عالم آراى عباسى ، اسكندر بيك تركمان ، تهران ، ج 1 ص 219 .
( 3 ) -Pietro della valle , lI , p . 108 .