تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
فارس يعنى قلمرو حكومت امام قلى خان و در شيراز كه بهترين شرابها را در آنجا تهيه مىكردند ، در همه‌جاى كشور بدقت اجرا شد ، اما شاهنشاه هشت ماه بعد از صدور فرمان مذكور يعنى در جمادى الثانيهء سال 1030 بر خمارآلودگان بخشايش آورد و از منع شراب دست برداشت . بنا بر آنچه « پيترو دلّاوالّه » « 1 » اشاره كرده است علت رفع اين ممنوعيت آن بود كه شراب‌خواران بعد از محروم شدن از صرف مى ناب به آب كوكنار و ترياك روى آوردند و خواستند تا بد را ببدتر دوا كنند . عادت بشرابخوارى بعد ازين همچنان به قوت خود برقرار بود و جانشينان شاه عباس در راه اين افراط گامها را فراختر برمىداشتند . نوادهء او شاه صفى چون مست مىشد درنده‌خويى خطرناك و آدم‌كشى بىباك از كار درمىآمد و شاه عباس دوم اگرچه در آغاز سلطنت منع شراب كرد اما خود زودتر از همه توبه شكست و چنان در شرب مدام افتاد كه بيشتر اوقات از كار ملك غافل مىماند و پسرش شاه سليمان هرچه برسنش افزوده مىشد بنوشيدن مى آزمندتر مىگشت ؛ و اما شاه سلطان حسين ، با آنكه دم از زهد و مسلمانى مىزد نتوانست دست از مى خوشگوار بكشد . در آغاز كار از مسكرات پرهيز داشت ليكن به زودى وسوسهء نديمان و اهل حرم در او درگرفت و چنان آلودهء عيش و مستى شد كه بقول كروسينسكى از مقتضيات امور چشم پوشيد و عنان كارها را بدست نديمان و خواجه‌سرايان داد « 2 » و « از تأثير سپهر آبنوسى آخر الامر دولتش چنان بمغلوبيّت و مقهوريّت و مخذوليّت و منكوبيّت و ذلت و افتضاح انجاميد كه ذكر آنها باعث كلال و ملال و غم و هم شنوندگان خواهد شد » « 3 » . در همان روزگار كه تخت‌نشينان تبريز و قزوين و اصفهان در كاخهاى خود
هامش
( 1 ) -Pietro della valleسياح معروف ايتاليايى . ( 2 ) - لاكهارت ، تاريخ سياسى و فرهنگى ايران ، ايرانشهر ج 1 ص 446 ؛ برون ، تاريخ ادبيات ايران ، ج 4 ، ص 92 . ( 3 ) - رستم التواريخ ، تهران 2537 شاهنشاهى ، ص 99 .