تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و نشانه‌يى از كمال سنگدلى و بىرحميست « 1 » . در اين حملهء بىرحمانه « غازيان ظفر شعار به زخم خنجر آبدار و شمشير آتش‌بار عرصهء ولايت گرجستان را از وجود گبران ناپاك پاك گردانيدند ! » « 2 » . مقصود ازين « گبران ناپاك » مسيحيان گرجستانست ! . . و در همان حال روشنگر بدانديشيها دربارهء بهدينان . در حملهء سوم « شاه دين پناه » « 3 » بگرجستان كه بسال 958 ه انجام شد « غازيان ظفر شعار پست و بلند ديار كفار را احاطه فرمودند و هر كوه و كمر كه گريزگاه آن قوم گمراه بود از لگدكوب دلاوران با هامون يكسان شد و يك متنفس از آن مشركين از دايرهء قهروكين و اللّه محيط بالكافرين جان بسلامت بيرون نبرد و اهل و عيال و اموال و اسباب به ارث شرعى از مقتولان بقاتلان انتقال نمود . خوبرويان گرجىنژاد و پرىوشان آدمى - زاد . . . مقيد عبوديّت و پرستارى شدند . . . » « 4 » . حسن روملو فجايعى را كه شاه تهماسب و قزلباشان در پوشش « دين » از تخريب و غارت و كشتار و برده كردن زنان و كودكان مسيحى و قتل « كشيشان بدگهر كريه منظر » و خرد كردن ناقوس عظيم هفتاد منى هفت جوش و حتى كندن درهاى آهنين و زرين كليساها و فرستادن آنها « بخزانهء عامره » با همهء گنجينه‌ها كه در معابد مسيحيان گرج فراهم آمده بود و بسيار نابهنجاريهاى ديگر ، با لحنى حماسى مقرون بكمال تفاخر شرح مىدهد « 5 » اما نمىگويد كه قصد واقعى « شاه دين پناه » و « غازيان ظفر شعار » از آزار مردمان ضعيف يك ولايت بچنگ آوردن خواسته و مال آن ديار و باسارت بردن « پرىوشان آدمىزاد » گرجى بود كه از آن تاريخ ببعد در حرمسراهاى پادشاهان و بزرگان عهد صفوى بوفور يافته مىشد - ند و گرنه اينان همان بودند كه چون از حملهء سپاهيان عثمانى خبر مىيافتند آباديهاى سر راهشان را تاراج و تهى مىكردند و خود را بدشمن نمىنمودند تا با عبور از راههاى
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ حوادث سال 947 . ( 2 ) - ايضا ص 297 . ( 3 ) - شاه دين پناه لقب و يا عنوانيست كه براى شاه تهماسب به كار مىرفته . ( 4 ) - احسن التواريخ ص . 352 ( 5 ) - احسن التواريخ ، ص 351 - 356 .