تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بد فعال بعالم ديگر انتقال نمود » . « 1 » نظير همين رفتار با مظفر سلطان امير دبّاج ( ديباج ) شد . بفرمان شاه تهماسب او را در قفس آهنين گذاردند و از ميان دو مناره مسجد حسن پادشاه تبريز آويختند و آتش زدند « 2 » ؛ امير سعد الدين عنايت اللّه خوزانى هم باقفس آهنين طعمهء حريق گرديد و ركن الدين مسعود كازرونى از عالمان و پزشكان نام‌دار كه بخشم سلطان گرفتار شده بود در ميان شعله‌هاى آتش جان سپرد « 3 » . خونريزيهاى شاه اسمعيل ثانى چندان بود كه بىگمان نشان از جنون خاص او درين راه مىدهد و چنان در تاريخ مشهورست كه حاجت ببازگفتن ندارد ، و گذشته ازين آنجا كه بحثى از كشتار بستگان بدست شاهان صفويست ، از بد كرداريهاى او سخن خواهد رفت ، و همانجا حرص شاه عباس اول را درين راه بگونه‌يى مىيابيم كه بقتل پسر ارشدش صفى ميرزا و بكور كردن دو پسر ديگرش انجاميد . در عهد آن پادشاه نامور كه خدمتهايش جايى براى انكار تنگ چشمان ناسپاس نمىگذارد ، گاه برفتارهاى عجيب با خلق خدا باز مىخوريم مثلا از جملهء كيفرهايى كه در عهد و بفرمانش جارى بوده است جوشانيدن آدميزادگان بود در روغن گداخته و يا پوشانيدن قباى باروتى بر تن محكومان بدبخت و آتش زدن آن ، و يا شكم دريدن ، زنده پوست كندن ، دست و پا بريدن ، ميل در چشم كشيدن ، گوش و بينى بريدن ، سرب گداخته در گلو ريختن ، زبان بريدن ، بسيخ كشيدن ، پوست آدمى بكاه انباشتن ، از دروازه‌ها واژگونه آويختن ، در پوست گاو كشيدن ، در گچ گرفتن و ازينگونه كارهاى نابهنجار « 4 » .
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 285 . ( 2 ) - عالم آراى عباسى ، ص 111 . ( 3 ) - احسن التواريخ ، ص 282 - 283 . ( 4 ) - دربارهء اين كيفرهاى گوناگون بنگريد به : عالم آراى عباسى كه بتفاريق و بمناسبت خلافهاى بعضى از خدمتكاران يا سركشان در ذكر حوادث سالها آمده است و به « زندگانى شاه عباس اول » ، نصر الله فلسفى ، ج 2 و مأخذهايى كه آنجا نشان داده شده است ؛ و نيز به « تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس » تهران 1354 ، ص 342 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 103 | ذبيح الله صفا