در نگهدارى چنين سپاه ورزيده و مجهز مراقبت مىكردند و آن را بتدريج متلاشى نمىنمودند ، دچار وضع وخيم شاه سلطان حسين در برابر افغانان نمىشدند .
خشونت و خونريزى رفتارهاى نابهنجار
بنياد سلطنت صفوى از همان آغاز كار بر خشونت و خون - ريزيهايى نهاده شد كه گاه تا مرز توحش و بربريت پيش مىرفت . اين خوى خونآشامى چهرهء ناساز خود را بگونه - هاى گوناگون مىنمود : گاه در پوشش دين و پراگندن « دين حق » ، گاه در جامهء سياست و تدبير ملك ، و بيشر در راه فرونشانيدن آتش خشم و كينه و نفاق . درين راه سربريدن ، دست و پا بريدن ، مثله كردن ، پوست كندن ، كاه در پوست آدميزاد انباشتن ، دوشقه كردن ، چشم كندن ، ميل در چشم كشيدن ، خفه ساختن و ازينگونه كارهاى بسيار وحشيانه به آسانى انجام مىشد و « مرشدان كامل » اگر در فرونشاندن آتش خشم و آزى كه درين زمينه داشتند كسى از دوران نمىيافتند بنزديكان خود ، بحرم خويش و ببرادران و پسر عمان و آخر كار بفرزندان خود « 1 » مىپرداختند ، چنان كه صحيفههاى تاريخ بتلخى تمام گوياى چنين حقيقتهاست .
شاه اسمعيل اول بعد از غلبه بر الوند ميرزاى بايندرى در جنگ « شرور » كه بسال 907 ه رخ داد ، فرمود تا خليفگان سهگانه نخستين ( يعنى ابو بكر و عمر و عثمان ) را در كوى و برزن لعن كنند و « هركس خلاف كند سرش از تن بيندازند » « 2 » و همين كار را چنان كه خواهيم ديد ، در همهء مرحلههاى بعدى انجام داد و در حقيقت
هامش
( 1 ) - يكى از پليدترين و پستترين كارهايى كه شايد در شمار بزرگترين جنايتهاى تاريخ باشد كشتن محمد باقر ميرزا مشهور به « صفى ميرزا » پسر ارشد شاه عباس است كه جوانى شجاع و نيكسيرت و خوشخوى بود . دستور قتل او براى حفظ ظاهر ، صورت توطئهء شرمانگيزى يافته است . يكى از غلامان چركسى شاه بنام « بهبود بيگ » مأمور اين جنايت شده بود . او شاهزاده را در حالى كه تنها و به قصد دولتخانه از كوچهيى مىگذشت ، كشت و بعد بطويلهء خاص شاهى تحصن جست و پس از اندك زمانى بخشوده شد ( 1024 ه ) ! ( عالم آراى عباسى ص 883 - 889 ) . باز درين باره و كور كردن دو پسر ديگر شاه عباس سخن خواهيم گفت .
( 2 ) - احسن التواريخ روملو ، ص 61 .