حرمسرا با زنان و خواجهسرايان بسرآورده بود ، چنان با آنان الفت داشت كه تصميم - هاى كشورى را در حال مصاحبت و با مشورت ايشان مىگرفت و اگر وزارتش بر عهدهء مرد كاردانى مانند شيخعلى خان زنگنه نمىبود شايد پايان كار صفويان در دورهء همين پادشاه فرا مىرسيد . او نيز مانند شاه صفى در حالت مستى و بيخودى بسيارى از بزرگان مملكت را بدست جلّادان سپرد .
وقتى بدوران شاه سلطان حسين برسيم تأثير سوء ثروت سرشار و راحتطلبى و كامرانيهاى نابخردانهء صفويان و دولتياران را بهتر مشاهده مىكنيم . از آن روزگار اطلاع مستقيمى داريم از تاريخنويس خوشذوق طنزگرايى بنام محمد هاشم آصف كه خود و پدرش امير محمد حسن خان و نيايش امير شمس الدين محمد كارخانه آقاسى « 1 » در دستگاههاى اخير دولت صفوى دخيل و شاهد بسيارى از جريانها بودهاند . وى اطلاعات دقيقى دربارهء شاه و دربار و بزرگان عهد و مفاسد دربارى و اجتماعى و فساد متصديان امور دينى فراهم آورده و در كتاب خود نقل كرده است . بنابر تخمينى كه او زده مجموع ثروتى كه شاه سلطان حسين از ميراثهاى گرانبهاى پدران و از درآمد سرشار دولت تنها در راه التذاذهاى جسمانى خرج كرده بيست كرور تومان بود « كه هر كرورى پانصد هزار تومان و هر تومانى دههزار دينار باشد » « 2 » . آنچه از عيش و نوش اين پادشاه بوسيلهء مؤلف مذكور گزارش شده شگفتانگيز و عبرت آميزست و عجيبتر آنكه پسر و جانشين شاه تهماسب ثانى از آنچه بر سر پدرش آمده بود پند نگرفت و با ارتكاب كارهاى شرمآور قدرت از دست رفتهيى را كه به زور شمشير و تدبير نادرى بازيافته بود ، يكباره از كف داد « 3 » .
هامش
( 1 ) - بنگريد برستم التواريخ ص 109 .
( 2 ) - ايضا همان كتاب ، ص 83 .
( 3 ) - شرح كارهاى شاه تهماسب دوم بعد از شكست از سپاه عثمانى ( 1143 ه ) و بازگشت باصفهان و ميخوارگى و عياشى او ، و اتخاذ تدبير معروف نادر در نشان دادن آن پادشاه در حال ارتكاب منهيات بسرداران خود و عزل او ، در رستم التواريخ ( ص 201 - 202 ) به تفصيل آمده و آنچه در آنجا مىبينيم همانست كه در ديگر مأخذها با اندك تساهل در نقل حقايق ثبت شده است .