ازين در همين مجلسها هم اشعارى كه از قديم بهمت شاعران شيعى مذهب در منقبت يا مصيبت اهل بيت سروده شده بود بر رسم « مناقبيان » « 1 » بوسيلهء « مناقبخوانان » يا « مدحخوانان » يا « مصيبتخوانان » با لحن تأثرانگيز خوانده شد و مردم بر آن خواندهها و سرودههاى حزنآور گريستند و اين رسم هنوز در ايران متداولست .
در اين مجلسهاى عزاى اهل بيت و شهيدان كربلا از روزگاران پيشين چنين معمول بود كه يكى مىگفت و ديگران مىگريستند و هردوان كار خود يعنى گرياندن و گريستن را وسيلهيى قاطع براى كسب درجات بلند اخروى مىشمردند ، و هنوز نيز چنين است . در قصيدهيى از سيف الدين محمد فرغانى شاعر بلندپايهء قرن هفتم و هشتم هجرى « 2 » كه به زودى دربارهء آن سخن خواهم گفت ، بيت زيرين رسانندهء همين معنى است :
در گريه سخن نكو نيايد * من مىگويم شما بگرييد
و اما سرودن شعر در « مراثى اهل بيت » و « ذكر مصيبت شهيدان كربلا » از روزگاران پيش آغاز شده بود و يكى از بهترين نمونههاى آن قصيدهييست از سيف الدين فرغانى ياد شده كه مسلما براى خواندن در عزاى « كشتهء كربلا » سروده شد و گوينده در آن مردم را در طلب « نزول غيث رحمت » بگريستن و نعره زدن و ناليدن و ندبه كردن دعوت كرده است ، و آن قصيده بدين مطلع آغاز مىشود :
اى قوم درين عزا بگرييد * بر كشتهء كربلا بگرييد « 3 »
سرودن اين گونه منظومهها در عهد صفوى بمقتضاى زمان بسيار بيشتر از پيش روايى گرفت و با سرودههاى محتشم كاشانى ( م 996 ه ) بمرتبهء اعلى رسيد ، و پس از شيوع اين رسم در ميان شاعرانست كه مجموعههايى از مراثى اهل بيت ترتيب
هامش
( 1 ) - دربارهء « مناقبيان » رجوع شود به همين كتاب ، ج 2 چاپ پنجم 2536 شاهنشاهى ص 192 - 193 .
( 2 ) - دربارهء او و شرح احوال و آثارش بنگريد به همين كتاب ج 3 ص 623 - 645 .
( 3 ) - همين كتاب ، ج 3 ، ص 142 - 143 .