تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
زردشتيان يزد و كرمان بود كه از بس در روزگار مرشدان كامل آزار مىديدند مهاجمان افغانى را با آغوش باز پذيرفتند و با آنان ياريها كردند . كالمستجير من الرّمضاء بالنّار ! از رسمهاى ديگر عهد صفوى برپاداشتن عزاى اهل بيت ، و مجلسهاى روضه خوانى ، وعظ و تذكير ، شبهاى احياء و همانند اينها بود . رسم تعزيه‌دارى اهل بيت بويژه كشتگان كربلا ، و براه‌انداختن دسته‌هاى عزاداران كه در حال عبور از گذرگاهها نوحه‌خوانى مىكنند و خود را مىزنند و يا گاه بر اثر جوشش خشم و غليان احساسات به خود آسيب مىرسانند ، از دوران غلبهء آل بويه بر بغداد آغاز شد و بتدريج در دوره‌هاى بعد از آن ، به نحوى كه در مجلدات پيشين گفته‌ام ، توسعه پذيرفت و در عهد صفوى با مبالغهء بسيار و تشريفاتى كه هنوز هم در شهرستانهاى ايران باقيست ، همراه گشت . مجلسهاى روضه‌خوانى كه از همين دوران رواج يافته و در شمار مراسم مكرر شيعيان درآمده ، نام خود را از كتاب معروف كمال الدين حسين بن على كاشفى سبزوارى ( م 910 ه ) « روضة الشهدا » گرفته است كه بسال 908 ه ، يكسال بعد از اعلام پادشاهى اسمعيل پسر سلطان حيدر صفوى در تبريز ، نوشته شد . اين كتاب فارسى در ذكر مصيبت اهل بيت و واقعهء كربلاست ، و رسم بر آن بود كه « روضه خوان » يعنى خوانندهء همين كتاب ، آن را در مجلسى كه عزاداران واقعهء كربلا فراهم مىآوردند ، مىخواند و ديگران مىشنيدند و مىگريستند . پس اين گونه محفلها را « مجلس روضه‌خوانى » نام نهادند . كتاب روضة الشهدا بسبب شهرتى كه يافت دوبار بتركى ترجمه شد ، يك بار بدست فضولى بغدادى ( 970 ه ) و بار ديگر بهمت جامى قيصرى « 1 » . پيداست كه روضه‌خوانان اندك‌اندك از مرحلهء « خواندن » يا « از برخواندن » كتاب ياد شده پيشتر رفته و باختلاف طبقات از كتابها و دانسته‌هاى ديگر مذهبى بهره برگرفتند و مجلسها را بسخنان تازه و بشعرهاى مناسب مقام آراستند ، و گذشته
هامش
( 1 ) - دربارهء كمال الدين حسين كاشفى و اثرهايش بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ص 523 - 526 .