سبب در آن روزگار گروهى از نوازندگان و گويندگان استاد شهرت يافتند كه در شهرهاى بزرگ بسر مىبرده و بمجلسهاى ثروتمندان يا در جايهاى آسايش و آرامش همگانى آمدوشد داشتند . مثلا از گويندگان و سازندگان عهد شاه تهماسب و شاه عباس و ميانهء اين دو دورهء طولانى كسانى را مىشناسيم كه در هرات و در قزوين و اصفهان شهرت داشته و در خدمت شاهان و شاهزادگان و اميران مقبول و محترم بودهاند و تنها شاه تهماسب پس از اجتناب از مناهى نسبت ببعضى از آنان بدرفتارى كرد . بهرحال ازين قوم بودهاند : حافظ صابر برقاق ، قاسم قانونى ، استاد شاه محمد سرنايى ، حافظ دوست محمد خوافى ، استاد يوسف مودود ، حافظ جلاجل ، حافظ مظفر قمى ، حافظ هاشم ، ميرزا محمد كمانچهيى ، محمد مؤمن ، شاهسوار ، شمسى شتر كوهى ، استاد معصوم كمانچهيى ، استاد سلطان محمود طنبورهيى ، ميرزا حسين طنبورهيى ، استاد سلطان محمد چنگى ، مولانا حيدر قصه - خوان ، مولانا محمد خورشيد اصفهانى ، مولانا فتحى ، شاه مراد خوانسارى ، احمد كمانچهيى مير فضل اللّه مشهدى و چند تن ديگر « 1 » .
گذشته از اصفهان در شهرهاى ديگر خاصه در جنوب ايران قهوه خانها و شرابخانهاى بسيار وجود داشت « 2 » و در غالب آنها شراب را بوفور و قهوهء تلخ را برسم تركان مىنوشيدند . قهوهنوشى از آغاز عهد صفوى از راه روم بايران رسيد و در دوران شاه تهماسب در قزوين متداول گرديد . اگرچه شاه عباس در اواخر سال 1029 چندگاهى شرابخوارگى را منع كرد و خود نيز در آن مدت لب بمى نيالود ، ليكن در سال بعد عشق ديرينهء خويش را بميخوارگى از سرگرفت و مردم نيز مانند باقى ايام پادشاهى او در اين كار بآزادى عمل كردند « 3 » .
هامش
( 1 ) - فرمان شاه تهماسب در پذيرايى از همايون پادشاه ، يادگار سال 2 ، شمارهء 1 . عالم آراى عباسى ص 190 - 191 .
( 2 ) - سفرنامهء توماس هربرت انگليسى ، نقل از تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ص 325 .
( 3 ) - ايضا همان كتاب ، ص 327 .