بودند گمان ميكردند كه پيامبران اگر به آنها گفتهاند : در صورتى كه ايمان به آنها نياوريد عذاب بر شما نازل مىشود ، دروغ به آنها مىگويند جز اين نيست كه اين گمان و سخنان را از جهت مهلت و برخوردارى از طول عمرى كه خداوند به آنها داده است آنطور گمانها داشتند .
در آيه :
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً
( 35 / نبأ ) كِذَّاب همان تكذيب است و معنى آيه اينستكه در بهشت سخنانشان را تكذيب نمىكنند كه بعضى سخن بعض ديگر را دروغ بدانند .
نفى نمودن تكذيب از بهشت اقتضاء نفى دروغ گفتن از وقوع آن را دارد كه ( كِذَاباً ) بدون تشديد ( ذ ) يعنى مصدر دوم باب مكاذبة نيز خوانده شده به اين معنى كه بهشتيان مثل دروغ پنداشتن مردم در دنيا در مورد يكديگر ، در آنجا سخن يكديگر را دروغ نمىپندارند ، مىگويند :
حمل فلان على فرية و كذب : او به دروغ و افترائى واداشته شد چنان كه در ضد آن حالت عبارت - حمل فلان على صدق - به كار ميرود .
كَذَبَ لَبَنُ الناقة : وقتى است كه گمان شود شير آن شتر مدتى ادامه دارد ولى ادامه نيابد و اينكه ميگويند :
« كَذَبَ عَلَيْكَ الْحَجُّ » « 1 » .
هامش
( 1 ) عبارتى كه راغب نقل نموده در مآخذ ديگر به صورت حديث نقل شدهء است معنى آن همانست كه راغب گفته « كذب عليك الحج » يعنى حج بر تو واجب شد و كذب در اين معنى در اشعار شعراء فراوان است . ( مقائيس اللغه 5 / 168 - مجمع البحرين 2 / 158 ) .
جوهرى ميگويد - كذب - در حديث فوق بمعنى - وجب - است يعنى بر تو واجب است ( صحاح اللغه ) فراء نيز همين نظر را دارد ( معانى القرآن ) .