تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
تشديد حرف ( ذ ) نيز خوانده شده ، معنيش اين است كه تو را دروغگو و كاذب نخواهند يافت و نمىتوانند در باره تو دروغى را ثابت كنند . و در آيه :
حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا
110 / يوسف يعنى پيامبران خود دانستند ، از آنهايى كه براى هدايتشان به سويشان آمده‌اند به دروغ گفتن نسبت داده ميشوند . پس وزن فعل ( كذّبوا ) مثل ( فسقوا ) و ( زنّوا ) و ( خطئوا ) است در وقتى كه به يكى از اين معانى نسبت داده شوند [ يا به فسق يا به زنا و خطاء ] و آن معنى در آيات :
فَقَدْ كُذِّبَتْ
رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ 4 / فاطر .
فَكَذَّبُوا رُسُلِي
( 45 / سبأ ) آمده است « 1 » . و در آيه :
إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ
الرُّسُلَ ( 14 / ص ) كه ( كذبوا ) بدون تشديد حرف ( ذ ) خوانده شده و در معنى عبارتى است كه مىگويند : كذبتك حديثا ، پس معنى آيه اين است كه مردمان و آنهايى كه پيامبران به سويشان فرستاده
هامش
به معنى ( لا يكذّبون الّذى جئت به ) يعنى چيزى كه آورده‌اى انكار مىكنند . كسائى به اين قرائت على عليه السّلام استدلال و احتجاج كرده است مىگويد : عرب ( كذّبت الرجل را كه باب تكذيب است در وقتى به كار ميبرد كه آن مرد را به دروغ نسبت دهى ولى ( اكذبته ) از باب افعال وقتى است كه خبر بدهى ، به اينكه آنچه را كه از او گفتگو مىكند دروغ است و واقع نميشود . ( تهذيب اللغه / ازهرى 10 / 167 ) . ( 1 ) يعنى پيامبران پيش از تو هم از سوى مجرمين و بت پرستان تكذيب ميشدند و به دروغ گفتن نسبتشان ميدادند .