تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
معنيش اين است كه حج بر تو واجب شده است و بايستى انجام دهى ، حقيقتش اينستكه او در حكم غائبى است كه وقت حج را به تأخير انداخته مثل اينكه مىگويى : قد فات الحج فبادر : نزديك است كه « حج » فوت شود آن را پيش بينداز و اقدام كن . كَذَبَ عَلَيْكَ الْعَسَلَ : با فتحه ( ل ) يعنى حتما بايستى به شتاب به روى كه نوعى تشويق و واداشتن به حركت است و - عسل - با ضمه حرف ( ل ) هم گفته شده و اينجا با هر دو حركت به معنى نوعى دويدن است ( دويدن گرگ كه در اشعار شعراء آمده است ) . كِذَابَة : جامه‌اى است كه به رنگى آغشته و منقش شده ، گويى لباسى است كه نگارين شده و ناميدنش به كذابة از اين جهت است كه حالت و رنگ اصليش به وسيله آن رنگ آميزى و نقش و نگار تكذيب مىشود .

كرر

: الْكَرُّ : برگشتن به چيزى خواه خود شخص برگردد يا از نظر كار و فعل بازگشت كند ( بالذات او بالفعل ) كَرّ : طناب تابيده شده كه در اصل مصدر است و به صورت اسمى درآمده ، جمعش - كُرُور - است در آيات :
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ
عَلَيْهِمْ ( 6 / اسراء ) « 1 »
هامش
( 1 ) خطاب آيه در مورد نجات بنى اسرائيل در مرحله اول فساد و تباهى آنهاست كه مىگويد بندگانى با هيبت و قدرت آنها گماشتيم تا اينكه به كشتارشان و خرابى خانه‌هاشان منجر شد و سپس عليه آن مردان و حمله به آنها به شما با اموال .