آدمى چنين دگرگونى ايجاد مىكند ، در مثل گفته شده « الكِرَاب على البقر » كه به صورت « الكلاب على البقر » صحيح نيست « 1 » .
و اگر - كرب - از عبارت - كربت الشمس - يعنى خورشيد به غروب نزديك شد ، باشد صحيح است .
اناء كَرْبَان : ظرفى كه نزديك است پر شود مثل قربان يعنى به پر شدن نزديك است و يا اينكه از كرب به معنى گره محكم در طناب دلو است و بيشتر غم و اندوه - با اين واژه و اين معنى توصيف مىشود چون غم و درد نيز عقدهاى است در قلب .
أَكْرَبْتُ الدّلوَ : طناب دلو را محكم كردم « 2 » .
كرس
: الْكُرْسِيّ : اسمى است در سخن و گفتگوى اكثر مردم براى آنچه كه بر آن مىنشينند ، در آيه :
هامش
( 1 ) ضرب المثل فوق وقتى گفته مىشود كه بدون توجه بعضى از مردم را بر بعض ديگر بشورانند و به اين معنى است كه ضررى براى تو ندارد رهاشان كن تا بر سر هم بزنند و اگر « الكراب على البقر » باشد صحيح است از عبارت كربت الارض - يعنى زمين را شخم زدم گرفته شده و هر دو صورت در مورد رها كردن و راه را براى زير و رو كردن باز گزاردن است .
( مجمع البيان 2 / 142 - مقائيس اللغه 5 / 176 ) .
( 2 ) كروبيان بر وزن فعوليان از كروب يعنى نزديكى است به اين معنى كه آن فرشتگان مقرب پيشگاه خدا هستند . ( مقائيس اللغه 5 / 175 ) .