وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
1 / منافقون ) .
در مورد آيه اخير گفتيم كه ناميدن دروغگويان در مورد منافقين مربوط به دروغ و كذبشان در اعتقاد آنهاست نه در سخنشان زيرا در سخن و قولشان - راست مىگفتند « 1 » .
و آيه :
لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ
- 2 / واقعه ) دروغ نبودن وقوع قيامت به خود فعل نسبت داده شده مثل عبارات :
فعلة صادقة فعلة كاذبة : كردارى درست و كردارى نادرست ، آيه :
ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ
- 16 / علق ) « 2 » عبارات - رجل كَذَّاب ، كَذُوب ، كُذُبْذُبْ و كَيْذُبَان - همه براى مبالغه در دروغگويى است .
گفته مىشود - لا مَكْذُوبَة - يعنى لا أكذبك و كذبتك حديثا : سخن دروغى به تو نگفتم و نميگويم .
خداى تعالى گويد :
الَّذِينَ كَذَبُوا
اللَّهَ وَ رَسُولَهُ - 90 / توبه ) كه با دو مفعول متعدى مىشود مثل - صدق - در آيه :
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ
- 27 / فتح ) « 3 » .
هامش
( 1 ) شهادت ميدهيم كه تو پيامبر خدا هستى ، در پيامبر بودنت سخن درستى مىگفتند بحث در اين است كه منافقين در اعتقادشان چنين باورى نداشتند پس گفتارشان با واقع مطابقت دارد اما با عقيدهءشان مخالف است .
( 2 ) كه در اين آيه هم كاذبه به چهره و پيشانى منسوب شده .
( 3 ) در آستانه فتح مكه است مىگويد : خداوند خواب پيامبرش را به حق و راستى درست و صحيح گردانيد كه در اين آيه واژههاى رسول و رؤيا دو مفعول - صدق - هستند .