تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و از اين واژه است - مُكَافَاة - يعنى برابري و مساوات و مقابله نمودن در كار فلان كُفْؤٌ لك في المضادة : [ او در دشمنى همپاى تو و خصم و حريف تو است ] . إِكْفَاء : برگرداندن چيزى و وارونه نمودن آن است گوئى كه به معنى بر طرف كردن مساوات و همتائى است و از اين واژه - اكفاء - در شعر است « 1 » . مُكْفَأُ الوجه : رنگ باخته ، مثل : كَفِيؤُهُ و كَفْأَة : نوزاد يك ساله شتر كه زودرس زائيده شود . جعل فلان ابله كَفْأَتَيْنِ : وقتى است كه هر سال آن را دو بار لقاح دهد .

كفى

: الْكِفَايَة : چيزى است كه در آن پر كردن جاى خالى و رسيدن به مقصود در امر و كار باشد . گفت :
وَ كَفَى
اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ - 25 / احزاب ) « 2 »
إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ
- 95 / حجر ) و در آيه :
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
- 79 / نساء ) گفته شده معنايش
كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
- 79 / نساء ) است و حرف ( ب ) زائده است و گفته شده معنى آن - اكتف
هامش
( 1 ) در اصطلاح علم عروض - اكفاء - نوعى از معايب قافيه است كه حرف - روى - را گاهى با كسره و گاهى با ضمه و فتحه بياورند و از اين روى - اكفاء - فساد در شعر است . ( 2 ) خداوند مؤمنين را در قتال به مقصودشان مىرساند .