( و قسمت دوم آيه - شفاعة سيئة است ) .
تا :
يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ
مِنْها - 85 / نساء ) « 1 » واژه - كفل - در اينجا بمعنى اول نيست بلكه استعاره از كفل است و چيز ناپسند و بدى است اشتقاقش از - كفل - اينست كه - كفل - در معنى ستورى و مركبى است كه صاحبش را به روى در مىاندازد و در هر سختى و مشكلى مثل - سيساء - كه همان استخوان پشت الاغ لاغر اندام است مىشود و مىگويند :
لاحملنّك على الكفل و على السيساء :
تو را به زحمت بر استخوان پشت ستور لاغر حمل ميكنم .
و لأركبنّك الحسرى الرزايا : بطور قطع تو را بر شتر مادينه از حركت مانده و عليل برمىنشانم .
شاعر گويد :
و حملناهم على صعبة زو * راء يعلونها به غير وطاء
[ آنها را بر شتر كجرو و چموشى نهادند كه بدون آمادگى او را بلند مىكنند ] .
معنى آيه اخير ، يعنى كسى كه در كار نيك به ديگرى يار و پيوسته شود براى او بهره و نصيبى از آن نيكى هست و كسى كه در كار گناه و زشت بر ديگرى مىپيوندد سختى و شدت آن كار به او ميرسد .
هامش
( 1 ) ترجمه تمام آيه چنين است : هر كه واسطه و منشاء كارى نيكو شود خودش هم بهرهاى كامل از آن ميبرد . و هر كه وسيله كارى زشت و قبيح گردد ، از آن سهمى بسزا و زشت خواهد يافت و خداوند بر نيك و بد هر كس مراقب است .