تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
گفته‌اند - كفل همان كفيل است ، و هشدار ميدهد كسى كه قصد شر و بدي نمود براى او از كارش كفيلى هست كه از او سؤال مىكند چنان كه گفته شده : من ظلم فقد اقام كفيلا بظلمه : تنبيهى است بر اينكه امكان خلاصى براى ستمگر و ظالم از عقوبت آن نيست « 1 » . .

كفؤ

: الْكُفْءُ : يعنى همطراز و همسنگ در منزلت و قدر و ارزش . كِفَاء - در معنى گليم و پارچه‌اى است كه به تكه ديگر ضميمه مىشود و آن تكه بزرگ را در قسمت نهائى خيمه و خانه مىآويزند « 2 » . فلان كُفْءٌ لفلان في المناكحة او في المحاربة . فلانى همدوش او در ازدواج و هم نبرد او در ميدان جنگ است و مانند آنها ، خداي تعالى گفت :
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً
أَحَدٌ - 4 / اخلاص ) « 3 »
هامش
( 1 ) يعنى خود بدى و ستم كه آثارى دارد ، همان آثار دلالت بر عواقب آنها است و عليه او گواهى ميدهند .دست بر ظالم گواهى مىدهد * لشگر حق مىشود سر مىنهدمولوى جلال الدين . ( 2 ) همان قاليچه‌ها يا پارچه‌هاى قيمتى است كه در قسمت بالاى ديوار اطاقها براى زينت مىآويزند كه غالبا دو قالچه كوچك از هم باز نشده و بهم دوخته شده است . ( 3 ) هيچ چيزى همتاى خداوند نيست كه در واقع تفسير -لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ- است .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 55 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى