خوانده شده يعنى خداوند كفالتش نمود ، اگر ( ف ) بدون تشديد باشد فعل كفالت به زكريا منسوب مىشود و معنى آن - تضمنها - است يعنى ضمانت كرد ، خداى تعالى گفت :
وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا
- 91 / نحل ) كفيل : بهره كافى است گوئى كه كارش را تكفل كرده است ، مثل آيه :
فَقالَ أَكْفِلْنِيها
- 23 / ص ) يعنى مرا كفيل او قرار ده ، كِفْل همان كفيل است گفت :
يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ
- 28 / حديد ) يعنى خداوند كفيل و ضامن روزى ، از نعمتش در دنيا و آخرت هر دو هست و اين دو نعمت يعنى نعمت دنيايى و آخرت همان است كه در دو جهان از خداى تعالى خواسته مىشود در آيه :
رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً
- 201 / بقره ) و نيز گفته شده واژه - كفلين - در آيه مقصود دو نعمت نيست بلكه نعمت متوالى و پياپى كه با كافى بودنش از جانب خداوند كفالت شده است ، و اينكه به صورت تثنيه [ كفلين ] آمده است بر همان حد و قرارى است كه در لبيك و سعديك گفتيم « 1 » .
و اما در آيات :
مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً
- 85 / نساء )
هامش
( 1 ) به واژه سعد مراجعه شود .