گفته مىشود - كفرت الشمس النجوم - يعنى خورشيد ستارگان را پوشاند .
واژه كافر در مورد ابرهائى است كه خورشيد و شب را مىپوشاند [ شب كنايه از ماه و ستارگان شب است ] .
شاعر گويد :
القت ذكاء يمينها في كافر .
[ روشنايى اطراف خورشيد در ابرهائى پنهان شد ] .
تكفر في السلاح : در سلاح پوشيده شد و غرق در اسلحه شد .
كَافُور : شكوفههاى ميوه يا آنچه را كه مثل غلاف ميوه را مىپوشاند ، شاعر گويد :
كالكرم اذ نادى من الكافور .
و نيز كَافُور چيزى است از بوى خوش ، خداى تعالى گفت :
كانَ مِزاجُها كافُوراً
- 5 / انسان ) .
( ابرار و نيكان در بهشت از نوشابهاى كه طبيعتش خوشبوئى و پاكى است مينوشند ) .
كفل
: الْكَفَالَة : پذيرفتن عهد و ضامن شدن .
تَكَفَّلْتُ بكذا و كَفَّلْتُهُ فلانا :
كفالت او را پذيرفتم و عهدهدار شدم .
آيه :
وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا
- 37 / آل عمران ) به صورت - كفلها اللّه تعالى - هم