گفته مىشود - كفر فلان بالشيطان - در وقتى است كه او به سبب شيطان كافر شود و بيشتر در موقعى گفته مىشود كه كسى به خداوند ايمان آورده و با شيطان مخالفت كند مثل آيه :
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
- 256 / بقره ) أَكْفَرَهُ إِكْفَاراً : به كفرش حكم ، تبرى و بيزارى هم با واژه كفر تعبير مىشود مثل آيه :
يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ
- 25 / عنكبوت ) تا آخر آيه [ كه يكفر در اينجا كفار در قيامت از يكديگر بيزارى مىجويند زيرا هر كدام مىگويند آن ديگرى ما را كافر ساخت ] .
و در آيات :
إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ
- 22 / ابراهيم )
كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ
نَباتُهُ - 20 / حديد )
هامش
همانها كه گفتى تكرار كن و سپس آيه فوق نازل شده است .
بديهى است اين استثناءها و نمونهها نقطه مقابل كسانى هستند كه دلشان سرشار از كفر و زبانشان به دروغ با جملات اسلام و ايمان آشنا است كه مىگويد :أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ- 18 / نحل ) .
كسانى كه دوستى دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و دلشان سرشار از كفر است و كفر را برگزيدهاند ديگر بر دلها و گوشها و ديدگانشان خداوند مهر مىزند و آنها همان غفلت زدگانند و در آخرت خسران ديدگان .
( مجمع البيان 6 / 386 و ساير تفاسير ديگر ) .